پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

این مرد پس از طلاق از همسرش به این غار فرار کرد این مرد پس از طلاق از همسرش به این غار فرار کرد یک غول پیکر واقعی پیرترین موجود زنده شناخته شد + عکس یک غول پیکر واقعی پیرترین موجود زنده شناخته شد + عکس این دختر در قبال پول نقد همزمان با 3 مرد ازدواج کرد + عکس این دختر در قبال پول نقد همزمان با 3 مرد ازدواج کرد + عکس جسدی که پس از 3 قرن سالم مانده بود  (18+) جسدی که پس از 3 قرن سالم مانده بود (18+) جنجال دختر 13 ساله و دوست پسر 12 ساله اینترنتی اش جنجال دختر 13 ساله و دوست پسر 12 ساله اینترنتی اش راز عجیب این زوج در زندگی مشترک طولانی مدت آنها + عکس راز عجیب این زوج در زندگی مشترک طولانی مدت آنها + عکس رانندگی این جوان با چشم بسته در مازندران رانندگی این جوان با چشم بسته در مازندران این خانم زندگی با موشها را به خانواده اش ترجیع داد (عکس) این خانم زندگی با موشها را به خانواده اش ترجیع داد (عکس) بیماری عجیب 3 خواهری که به زودی نابینا می شوند + عکس بیماری عجیب 3 خواهری که به زودی نابینا می شوند + عکس اقدام عجیب این خانم ، مشهور به بانوی زرافه +عکس اقدام عجیب این خانم ، مشهور به بانوی زرافه +عکس سوژه شدن واکنش عجیب دختر جوان بعد از جراحی دندان عقلش سوژه شدن واکنش عجیب دختر جوان بعد از جراحی دندان عقلش مردی که از فرط چاقی خانه اش را خراب کردند (عکس) مردی که از فرط چاقی خانه اش را خراب کردند (عکس) آبتنی در آب سرد برای خوش آمدگویی به سال 2014 آبتنی در آب سرد برای خوش آمدگویی به سال 2014 تصاویر مراسم نوشیدن ادرار گاو تصاویر مراسم نوشیدن ادرار گاو مشاغلی که با ظهور تکنولوژی کم فروغ شدند مشاغلی که با ظهور تکنولوژی کم فروغ شدند متن های مخصوص دهه 60 متن های مخصوص دهه 60 نحوه درست کردن سبزه هفت سین مدل جعبه کادو!! نحوه درست کردن سبزه هفت سین مدل جعبه کادو!! آرایشگران مرد برای عروس خانم ها!! آرایشگران مرد برای عروس خانم ها!! قد بلندترین خانم دنیا از مرگ نجات پیدا کرد! (عکس) قد بلندترین خانم دنیا از مرگ نجات پیدا کرد! (عکس) رکوردشکنی جالب این خانم با فرنی +عکس رکوردشکنی جالب این خانم با فرنی +عکس

مراسم ازدواج این عروس و داماد زیبا بین زنان کارتن خواب + تصاویر

مراسم ازدواج این عروس و داماد زیبا بین زنان کارتن خواب + تصاویر

مراسم ازدواج این عروس و داماد زیبا بین زنان کارتن خواب

 

زوجی جوان تصمیم گرفتند مراسم عروسیشان را بین افراد کارتن خواب  بهبود یافته برگزار کنند.هر انسانی حق شادی و خوشحالی دارد و شرکت در مراسم شاد از نیازهای روحی و روانی همه آدمهاست.عطیه دختر 28ساله، به همراه همسر خود مهدی، به این تفاهم رسیدند، مراسم جشن ازدواجشان را درمیان افرادی برگزار کنند که شاید سالهاست در هیچ مراسم جشنی حضور پیدا نکرده‌اند.او می‌گوید: وقتی یک دختر از نعمت سرپناه امن و مطمئن به نام خانواده محروم است همه آرزوهای زنانه خودرا بربادرفته می‌بیند و مدام یک حسرت عمیق و کهنه را با خود یدک می‌کشد.

 

درب مرکز باز می‌شود؛ ماشین مدل بالایشان نگاهم را خیره می‌کند. رسم باز کردن در اتومبیل توسط داماد اجرا و عروس و داماد دست در دست هم از میان دالان هلهله و شادی کارتن خواب‌های بهبود عبور می‌کنند، اما گویا هنوز عروس باور ندارد این سور و سات برای زندگی روشن او در آینده راه افتاده؛ همچنان می‌گرید؛ شاید در حسرت روزهای بد کارتن خوابی گذشته و یا شادی امید روزهای آینده… .اینجا مرکز مهر است؛ مرکزی که با همت اعضای جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها 50 زن کارتن‌خواب بهبود یافته را نگهداری می‌کند. مرکزی که میزبان جشن ازدواج زن و مردی است که روزگاری خیابان محل خوابشان بوده است.

مراسم ازدواج این عروس و داماد زیبا بین زنان کارتن خواب + تصاویر

 

وقتی زوج جوان وارد حیاط “مرکز مهر” شدند، بیش از هر چیز به نگاه و حالات زنان کارتن خواب بهبود یافته که مدتی پاکی برخی شاید به 15 روز می‌رسید، خیره می‌شوند. نگاه‌هایی که «حسرت» وجهه مشترک تمامی آنها بود. عروس و داماد می‌گریند.پ

چند دقیقه‌ای از ورود عروس و داماد می‌گذرد. داماد سرگرم مراسم شده پس، کنار عروس جوان می‌نشینم. علت گریه‌هایش را می‌پرسم که می‌گوید هشت سال است در کنار همسر کنونی‌اش یاور جمعیت طلوع بی‌نشان‌هاست. هشت سالی که هر سه شنبه را در پاتوق و با پخش غذا بین کارتن خواب‌ها گذشته و در این سالها چه زنان و دخترانی را دیده‌اند که به دلیل بی کس و بی‌جا بودن، جان خود را در خیابان از دست داده‌اند.

 

از آرزوی کودکی‌هایش می‌گوید که همچون تمام دختران خود را همیشه در رخت عروسی می‌دیده؛ حال با همان تور و تاج، در این شب ملکه قصه‌های رویاهای کودکی‌اش شده است. گویی هنوز باور ندارد این اوست که لباس سپید برتن دارد و نگاه‌هایی همراه با حسرت تعقیبش می‌کنند.

مراسم ازدواج این عروس و داماد زیبا بین زنان کارتن خواب + تصاویر

از 21 سالگی می‌گوید که سرآغاز کارتن خوابی‌اش بوده و در آن سالها از همه دارایی‌هایش حتی “بدنش” گذشته و در حالی آرزوهایش را خاک کرده که نفس می‌کشیده و زنده بوده.خود را جای کارتن خوابهایی می‌گذارد که امروز مهمان جشن زندگی دوباره‌اش هستند: «خوشحالم که مهمانان مراسم من کسانی هستند که هشت ساله باهاشون زندگی کردم و خوشحالم که با شرکت در مراسم عروسی من می‌خندن و تبریک میگن، عروسی ما تفاوتی با بقیه عروسی‌ها نداره، هر کسی شادیش را جوری تقسیم می‌کنه، ما هم این شکلی دوست داشتیم».

 

برایش آرزوی خوشبختی می‌کنم. چرخی در حیاط نه چندان بزرگ مرکز مهر می‌زنم. حال می‌فهمم که عروس و داماد جوان درست می‌گفتند که حسرت یک آغوش و حسرت یک نگاه بدون قضاوت در نگاه تمامی مهمانان موج می‌زند.

 

با یکی از دختران جمعیت طلوع بی نشان‌ها هم کلام می‌شوم. او ازدواج دو کارتن خواب بهبود یافته را تعریف می‌کند و اشاره‌ای به علی و سارا دارد که دو سالی است در کنار هم زندگی می‌کنند. سراغشان را می‌گیرم، امشب آنها هم مهمان این بزم هستند. سارا را از دور می‌بینم، مشغول پذیرایی از مهمانان است و زمانی برای گفت و گو ندارد. با دیدنش باور نمی‌کنم او هم روزی کارتن خواب بوده پس سراغ همسرش می‌روم.

 

“علی” از دوران کارتن خوابی‌اش می‌گوید که چطور علیرغم همه آنچه در زندگی‌اش داشته و به قول خودش روزی ثروتمند بوده، اما کارتن خواب شده. بادی به غبغب می‌اندازد و با غرور از پاکی 9 ساله‌اش می‌گوید و اینکه چطور از 20 سالگی تا 9 سال پیش هروئین مصرف می‌کرده اما در نهایت از مهر 85 با شرکت در جلسات NA پاک شده و آن را تا امروز حفظ کرده است.

 

زنی میانسال و حدود 50 ساله توجه‌ام را جلب می‌کند. کنارش می‌نشینم. چند ثانیه‌ای می‌گذرد. نگاهم می‌کند. می‌پرسم که دوست دارد با هم هم‌صحبت شویم که می‌گوید:«از چی؟». روایت زندگی‌اش را می‌پرسم. نگاهی به آسمان می‌دوزد. بدون مقدمه شروع می‌کند و می‌گوید: «اسمم سانازه. ‌52 سالمه، از 46 سالگی شیشه مصرف می‌کردم،. طلاق گرفته بودم و پیش بابام بودم، اما وقتی فهمید معتاد شدم از خونه پرتم کرد بیرون». بغضش را می‌خورد و ادامه می‌دهد: «حتی الان که چهار ماه و یک روزه پاکم باز هم خونه راهم نمی‌ده فقط خواهرم یه وقتایی میاد اینجا بهم سر می‌زنه».

 

لبخند تلخی دارد و با همان لبخندش می‌گوید‌:«اینجا خونه ماست (مرکز مهر). راضیم. همه چی داریم. اینجا تازه بافتنی هم یاد گرفتم. دوست ندارم از اینجا بیرون برم. اگه برم همان آش و همان کاسه‌اس، مگه اینکه بابام قبول کنه برگردم خونه».

 

غمی در جمله آخرش است، گویا در این دنیا تمام امیدش پدری است که منتظر نگاه دوباره‌اش است. ادامه می‌دهد: «کارتن خوابی بد، بد، خیلی بد. دو بار خفتم کردند، با چاقو تهدیدم کردن،‌ مردای معتاد وقتی نشئه می‌شن همه کار می‌کردند اما وقتی خمار بودند حتی اگه می‌زدی تو سرشون نمی‌پرسیدن چرا زدی؟».

 

با شرمساری سرش را پایین می‌اندازد و لحنی بچه‌گانه به خود می‌گیرد. داستان زندگی‌اش را تعریف می‌کند و از اعتیادش آن هم در 46 سالگی می‌گوید. می‌گوید از خوشی دورهمی‌هایی که روزگارش را سیاه کردند: «توی مهمونی‌های آنچنانی بالای شهر رفت و آمد داشتم، اولین بار اونجا کشیدم. گفتن نمیزاره خسته شی، انرژی بهت میده، به خودم اومدم دیدم وسط خیابونا آواره شدم و همونایی که معتادم کردن الان دارن اونور آب ….».

 

به چهره‌اش عمیق می‌شوم. غرق در افکارش است. آرزویش را می‌پرسم که سریع می‌گوید: «تا حالا بهش فکر نکردم». نمی‌گذارد حرفم را ادامه دهم. یکدفعه از جایش بلند می‌شود، روبوسی می‌کند و با گفتن «خوشحالمون کردی که اومدی»، خیلی مودبانه خواستار جدایی‌مان می‌شود.

 

هنوز از ساناز جدا نشده‌ام که زنی حدود 40 ساله با آرایشی نسبتا غلیظ کنارم می‌آید. دستم را به گرمی می‌فشارد و می‌گوید: «ببخشید تور و خدا باعث زحمت شما هم شدیم. منت گذاشتید و اومدید». نمی‌دانم نسبتش با عروس و داماد و یا در مهمانی که به سر می‌برد، چه بود. تشکری کرد و رفت؛ سریع، همچون آمدن بدون مقدمه‌اش.

 

حسرت‌ها، نگاه‌های پر از بغض و خنده‌ها را می‌بینم. می‌بینم که چطور آدمها بغض‌ها را با پکی محکم به سیگار از دل خارج می‌کنند. گویی می‌خواهند تمام غم‌ها و نداشته‌هایشان را با دود از دل بیرون کنند تا شاید مرهمی باشد بر دل بی یاورشان.

 

ساعت از 12 گذشته، سور و سات عروسی دیگر باید جمع شود، زنان و دختران سیگار به دست همچنان مشغول صحبتند، خداحافظی می‌کنم و از مرکز مهر بیرون می‌آیم و در تمام مسیر به آمارهای نه چندان درست 15 تا 17 هزار کارتن خواب کشور که به گفته مسئولان بهزیستی حدود یک درصد را کودکان آنها و حدود 5 تا 10 درصد را زنان تشکیل می‌دهند و همچنین هشدار نسبت به روند رو به رشد تعداد زنان کارتن خواب توسط مسئولان شهری فکر می‌کنم. در چنین شرایطی تا چه حد برنامه‌های علمی و مدون برای پیشگیری از این آسیب، جلوگیری از شیوع آن و یا حتی ساماندهی افراد مبتلا انجام شده؟ اقدامات صورت گرفته تاکنون چقدر موثر بوده‌اند؟ آیا نیازی به بازنگری دستورالعمل‌ها و یا سیاست‌های موجود دراین حوزه نیست؟

 

ایسنا

 

مطالب مرتبط:

 

ازدواج جالب یک کارتن خواب با دختری تحصیل کرده

 

هیکل جذاب این کارتن خواب خیابانی

 

عقیم کردن زنان کارتن خواب ایرانی

 

مرد کارتن خوابی که قرار است با موهای عجیبش میلیونر شود

 

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ