پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

این دو زوج خود را منجمد می‌ کنند تا در آینده زنده شوند این دو زوج خود را منجمد می‌ کنند تا در آینده زنده شوند خلاقیت عروس کارش را به سوختن در آتش کشاند + عکس خلاقیت عروس کارش را به سوختن در آتش کشاند + عکس کتاب گینس و رکوردهای باورنکردنی  و شگفت انگیز (12) کتاب گینس و رکوردهای باورنکردنی و شگفت انگیز (12) عکس های کاملا لخت وزیر زن اوکراین جنجالی شد عکس های کاملا لخت وزیر زن اوکراین جنجالی شد زنان تک تیرانداز جنگ جهانی دوم را ببینید +عکس زنان تک تیرانداز جنگ جهانی دوم را ببینید +عکس چند توصیه طلایی برای آقایان زیبا ، سالم ، خوشبو و مرتب چند توصیه طلایی برای آقایان زیبا ، سالم ، خوشبو و مرتب کشف ماهی‌ عجیب با ۹۲ میلیون سال قدمت کشف ماهی‌ عجیب با ۹۲ میلیون سال قدمت فیس بوک از ماه عسل تقلید کرد +عکس فیس بوک از ماه عسل تقلید کرد +عکس رسم عجیبی برای ترساندن داماد + عکس رسم عجیبی برای ترساندن داماد + عکس پوست بدن 1 دختر در حال تبدیل شدن به سنگ پوست بدن 1 دختر در حال تبدیل شدن به سنگ این خانم همه 15 فرزندانش را یک اسم نامگذاری کرده است این خانم همه 15 فرزندانش را یک اسم نامگذاری کرده است معما جالب ۲۵ لنگه جوراب معما جالب ۲۵ لنگه جوراب آموزش کاردستی: ساخت آدم برفی با نمد آموزش کاردستی: ساخت آدم برفی با نمد آشنایی با آیین بومی خراسان جنوبی در ماه مبارک رمضان آشنایی با آیین بومی خراسان جنوبی در ماه مبارک رمضان زندگی زن روسی به شکل عروسک های باربی زندگی زن روسی به شکل عروسک های باربی زنی که همزمان با ۱۴ مرد ازدواج کرد (عکس) زنی که همزمان با ۱۴ مرد ازدواج کرد (عکس) سیمکارت 500 میلیونی هدیه تولد دختر 26 ساله سیمکارت 500 میلیونی هدیه تولد دختر 26 ساله گونه های زشت و عجیب حیوانات نادر (عکس) گونه های زشت و عجیب حیوانات نادر (عکس) دختری که هیچ وقت نمی تواند شاد باشد + عکس دختری که هیچ وقت نمی تواند شاد باشد + عکس میراندا کر زیباترین مانکن معروف و شوهرش در استرالیا +عکس میراندا کر زیباترین مانکن معروف و شوهرش در استرالیا +عکس

عکس هایی از یک رزمنده که باعث خجالت مسئولین است

مجموعه : مجله خبری روز

عکس هایی از یک رزمنده که باعث خجالت مسئولین است

عکس هایی از یک رزمنده که باعث خجالت مسئولین است  ، آدرس داده‌اند آخر بازار جمشیدآباد، یک دستشویی عمومی. آتش از آسمان مرداد آبادان می‌بارد، بازار جمشیدآباد را در هوای داغی که براق شده و تو چشم می‌زند می‌رویم بالا،می‌آییم پایین. دنبال مردی که عضو مسجد قدس (صدر) آبادان بود. زمان حصر آبادان رزمنده بومی بود، برادرش علیرضا در همان روزها در مقاومت آبادان شهید شد و خودش حالا نگهبان یک سرویس بهداشتی در ته بازار یک محله حاشیه شهر است.
 

خط کمرنگی روی دیوار چرک‌مرده نوشته است:سرویس بهداشتی‎. بوی کلافه‌کننده‌ای از توالت‌های بی‌در و پیکر می‌زند بیرون. جلوتر در کوچه‌ای که به سمت بازار می‌پیچد آلونکی حلبی دیوار به دیوار دستشویی انگار دارد جلوی چشمت زیر آفتاب ذوب می‌شود. با تق کوچکی، در باز می‌شود؛ پیرمرد جواب سلام می‌دهد و می‌پرسد: «باهام چکار دارید عامو؟»

 

اسمش علی پیروزمند است؛ یک گاری دارد با چند سیلندر گاز که می‌گوید از مردم قرض گرفته و با پر کردن گازپیک‌نیکی، روزانه یکی دو هزار تومانی دستش را بگیرد یا نگیرد. کنار دستشویی عمومی بازار، روزگار می‌گذراند و همین‌ها.

عکس هایی از یک رزمنده که باعث خجالت مسئولین است

راضی نمی‌شود؛ می‌گوید: «می‌ترسم بیایند و از همین جا هم بیرونم کنند و توالت‌شوری را هم از من بگیرند. قبلا خیلی اذیتم کردند.» با وساطت همسایه‌اش که مکانیکی سر خیابان است، بالاخره رضایت می‌دهد. بهش می‌گویند:«با اینها حرف بزن، از خودمانند، بچه‌های جهادند.» با نشان جهاددانشگاهی بالای برگه ماموریت خبرگزاری نرم می‌شود، می‌گوید: « توی جنگ مو هم تو جهاد کار می‌کردُم.» جهاد سازندگی را می‌گوید.

 

به همه بی‌اعتماد است، تا نیمه کوچه می‌رود و برمی‌گردد و باز می‌گوید: « نه صبر کنید به حاجی هم اطلاع بدهم نگوید بهم نگفتی.» می‌رود و با حاجی برمی‌گردد که عطار بازار جمشیدآباد و بازنشسته سپاه است. حاجی که لرزان و به سختی به عصای پیری تکیه داده هم می‌گوید: «باهاشان حرف بزن، چه اشکالی دارد.» بعد آرام و درگوشی می‌گوید: «خواستیم بگذاریمش خادم مسجدی جایی شود، ولی موفق نشدیم. فقر بهش فشار می‌آورد.»

عکس هایی از یک رزمنده که باعث خجالت مسئولین است

پیروزمند می‌رود سمت دستشویی‌ها. می‌گوید: «از مسئولان کی حاضر می‌شود این وضعیت را تحمل کند؟ مردم می‌آیند رد می‌شوند دو تا حرف هم به من می‌زنند ولی مجبورم این‌جا بمانم، وقتی این آلونک نبود، توی همین توالت می‌خوابیدم. الان توی کوچه روی زمین نماز می‌خوانم، کی اهمیت می‌دهد؟»

 

شکایتی ندارد که زنش طلاق گرفته و رفته، می‌گوید که بالاخره او هم آبرو داشت و با فقر چه جور سر می‌کرد؟غصه می‌خورد که دو نوه دو ساله دارد و حتی نمی‌داند اسمشان چیست. می‌گوید: «دخترهای دوقلویم روز 22 بهمن سال 62 به دنیا آمدند. نمی‌خواهم اسباب سرافکندگی دخترهایم جلوی شوهرهایشان باشم.»

 

راه می‌دهد و در آلونک حلبی را تا آخر باز می‌کند، خرت و پرت سال‌ها از سقف و در و دیوار پلیتی آویزان است. جا به جا رد پای موش‌ها دیده می‌شود و بوی نا و گرما و دستشویی کناری نفس را بند می‌آورد.

عکس هایی از یک رزمنده که باعث خجالت مسئولین است

دستگاه پخش کوچکی روشن است و بازیگران سریال یوسف پیامبر با گریم‌ها و لباس‌های مجلل بازی می‌کنند، تصویرهای رنگی و باشکوه سریال وصله جوری برای سر و وضع آن گوشه چرک‌مرده و به هم ریخته نیستند. با شوخی آبادانی می‌گوید:«یخچال هم دارم، تازه از سوئد برام آوردنش!» یخچال عهد عتیق به زور نفس می‌کشد و بیشتر کمد اوراقی است که پشت در آهنی به زور چپانده شده است.

 

سر ظهر است؛ لابه‌لای صحبت‌ها، کسبه بازار می‌آیند با نگاهی زیر چشمی رد می‌شوند و می‌روند دستشویی، آدم معذب می‌شود ولی عامو عادت دارد. جا و مکان و نانش را از سرایداری همین دستشویی دارد.از اول جنگ تعریف می‌کند که در مسجد فعالیت می‌کردند و آرام آرام صداهایی از عراق آمد و بعد خبرشان کردند که خبرهایی دارد می‌شود. آبادان محاصره شد و بچه‌های مسجد قدس در شهر ماندند و جنگیدند.

عکس هایی از یک رزمنده که باعث خجالت مسئولین است

می‌گوید:«من در جهاد کار کرده‌ام،از سال 61 تا 63 هم در صدا و سیمای آبادان کار می‌کردم، رئیس آن موقع مرا بیرون کرد چون دزد نبودم. خدا برایش خوش نخواهد. خیاط هم هستم، مردانه‌دوز، زنانه‌دوز، کت‌دوز. ولی از بیماری دیگر نمی‌توانم کار کنم.» با پز هم می‌گوید: «40 سال سیگار می‌کشیدم، یک روز گذاشتم کنار و از آن روز تا الان چهار سال است که دیگر سیگار نمی‌کشم.»

 

شاکی است که به خانواده شهدای آبادان سال‌های 60 زمین شهری دادند و چون او پول نداشت که زمین را بسازد، آن را از خانواده‌اش پس گرفتند و گفتند چرا پی نزدید و او هر چه گفت پول ندارم بسازمش، فایده‌ای نداشت و همان زمین صدقه سر برادر شهیدش هم از دست او و خانواده‌اش رفت.

 

می‌گوید: «نمی‌دانم در تهران و اصفهان و شیراز و مشهد هم خانواده‌های شهدا را می‌گذارند سرایدار دستشویی عمومی بشوند؟» و آخر سر می‌گوید: « فقط می‌خواهم به مردم بگویم اگر همه چیزشان را از دست دادند، ایمانشان را از دست ندهند.»

 

 

منبع: ایسنا

 

 

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ