پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

چگونگی داشتن یک جامعه شاد

چگونگی داشتن یک جامعه شاد

زندگی می تواند به زیبائی و تنوع رویاهایمان باشد; به شرط آنکه باور داشته باشیم که می توانیم کردار نیکو و پندار نیکو و رفتار نیکو داشته باشیم; این نسخه ایست که خالق زیبائیها، یعنی خداوند هستی بخش، برای تمام انسانها پیچیده است.
 

اما به قول مولا ی سخن، سعدی بزرگ: ذات نایافته از هستی بخش; کی تواند که شود هستی بخش!؟ متاسفانه چندیست که خواسته یا ناخواسته، کارهای قشنگ و مثبت را در بسیاری از زمینه های رفتاری و هنجاری، در جای جای جامعه نمی بینیم; مهر ورزیدن و محبت کردن را باید در اشعار و سروده های عاشقانه و داستانها و رمانهای عاطفی ببینیم; به صورت طبیعی، چهره ها و صورتهایمان، برای خنده و خندیدن، قفل شده است در حالی که هر انسانی به شادی و نشاط، ذاتا نیازمند است و کسی که نتواند لبخند بزند یا اساسا با شادی و شادمانی خودش مخالف باشد، قطعا تحمل شادمانی و شادی دیگران را هم نخواهد داشت.

 

بدیهی است که چنین موجودی بیمار است، یعنی به فضا و محیطی درمان بخش احتیاج دارد. گاهی یک لبخند امیدبخش در ساعات اولیه صبح یا لحظات نیمروز و اوقات پایانی یک کار روزانه یا شبانه می تواند حامل زیباترین پیامهای زندگی باشد; شادی و لبخند هر انسان به روی انسان دیگر، ترجمان این پیام و سفارش است: «عزیزم! زندگی زیباست; از لحظه لحظه آن لذت ببر و تمام قد در خدمت جامعه و همنوعانت باش!» راستگوئی و کمک کردن به دیگران; دو استوانه پایداری و بیداری جامعه هستند.

 

چرا از برقراری ارتباط های اجتماعی وحشت داریم؟ چرا شادی و نشاط دیگران را تحمل نمی کنیم؟ چرا همراهی و مساعدت به همنوعانمان، در ضمیر ما کمرنگ شده است؟ چرا نسبت به رواج خانمانسوز تجاوز به حریم دیگران از هر شکل و هر نوعش، بی تفاوت شده ایم؟ چرا در هر سطحی خود بزرگ بینی و خودشیفتگی و برتربینی، آنقدر در اندیشه رسوخ کرده که نصیحت و انتقاد رابرنمی تابیم؟ و چرا از عواقب دروغ و درغگوئی هراسی نداریم؟ چرا آنگونه که باید، فرزندان این نسل، سپاسگزار زحمات طاقت فرسای پدران و مادران و معلمان و اساتید و مربیان دلسوز خود نیستند؟ چرا با تعصبات کورکورانه، کشتی هدایت جوانان جامعه را به سمت و سوئی می بریم که چالش برانگیز و طوفانزا باشد؟

 

چرا ادبیات کاربردی و رایج زبان محاوره کوچه و بازار و مدرسه و دانشگاه سرشار از واژگان زننده تند و خشن به مفهوم نوعی دهن کجی و آموزش لجبازی به جامعه شجاع و صبورمان است؟ ما ملتی هستیم که هزار سال پیش، ابوریحان و ذکریای رازی و فخر رازی و فردوسی و خیام و ابوعلی سینا را به گهواره دانش و تمدن جهان تقدیم کرده ایم. حتی هزار و پانصدسال پیش از پذیرش اسلا م، دانشمندان ایرانی، در تمام زمینه های علم و دانش آن روز بشر چنان پیشتاز و منحصر و زبانزد بوده اند، که هرودوت مورخ بزرگ و نامی یونان، برخلا ف میل باطنی، درجای جای نوشته هایش، زبان به تحسین دانش پژوهان ایرانی می گشاید.

 

مگرنه اینکه، شیخ الرئیس، پورسینما، در پاسخ یکی از شاگردانش گفت; همواره به یادت باشد که:«همه چیز را همگان دانند» این پیام عمیق و استخوانسوز ابوعلی سینا، می خواهد چه مفهوم و معنائی را برای جامعه و صاحبنظران و گردانندگانش در این مقطع از تاریخ برساند؟

 

در هر برهه از تاریخ، طبعا، گروهی در طیف و دسته رهبری و حکومت جامعه و دسته ای از مردم در طبقات دیگر، چرخ حیات و چرخه زندگی را به حرکت و گردش در میآورند; بنابراین، آن فرد یا گروهی که مامور و منتخب دسته دوم یعنی مردم است نباید آنقدر دچار توهم خودشیفتگی و خودبرتربینی باشد که به طور کلی، ماجرای تکرار این چرخ کج رفتار را فراموش کند و در تصور غلط خویش، خودش را جاودانه و تافته ای جدا بافته از آحاد ملت تلقی کند، که یقینا روز حسابرسی، هم در این دنیا و هم در آن دنیا خیلی دیررس و دیرهنگام نخواهد بود.

 

با توجه به پیچیدگی های جهان و جوامع امروز، اگر نقاب های تیره بدبینی و کج فهمی را از چشمان و چهره هایمان برنداریم، و اگر با پدیده زشت رواج دروغ و دروغ گوئی که بعضا در لا یه های مختلف شخصیت های حقیقی و حقوقی، عنکبوت وار، تنیده شده، مبارزه جدی به عمل نیاوریم، ایمان و اعتقادی که در دل ملت، به ویژه در دل جوانان، در خصوص سفارش آسمانی و قرآنی عمل و عکس العمل برپایه تمثیل زیبای فارسی باقی مانده از دست می رود که می گوید:

 

«از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جوز جو».

 

پس بیائیم با جامعه و مردم جامعه آشتی کنیم، بیائیم با این مردم صبور و مهربان، روراست باشیم. چرا در اتوبوس ها، خطوط مترو، قطار، هواپیما، در کوچه و بازار و مدرسه و دانشگاه، واژه ای به نام شادی و خنده و کلمه ای به نام مهر و مهربانی، از لب ها و چهره ها رخت بربسته است; چرا؟ گوئی خندیدن و شاد بودن در این کشور یک جرم سنگین است، و هرکس به هربهانه بیشتر گریه کند و اشک بریزد فقط اهل بهشت است و بس. اجازه بدهیم که مردم در زمینه های اجتماعی، حق انتقاد داشته باشند;اجتماعی که تک صدایی در آن حاکم باشد، همچون کشتی به گل نشسته محکوم به درماندگی خواهد بود.

 

 

نویسنده : عباس دبستانی (گلبانگ کرمانی)



 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ