پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

رقصیدن و حرکت زشت این زن بعد از تصادف + عکس رقصیدن و حرکت زشت این زن بعد از تصادف + عکس این زن رکورد دار به دنیا آوردن نوزادان تپل است + عکس این زن رکورد دار به دنیا آوردن نوزادان تپل است + عکس زیباترین خانم جهان از نوع جنگلی زیباترین خانم جهان از نوع جنگلی خرابکاری خانم راننده در اولین روز کاری اش سوژه رسانه ها شد خرابکاری خانم راننده در اولین روز کاری اش سوژه رسانه ها شد آداب و رسوم موقع تحویل سال نو!! آداب و رسوم موقع تحویل سال نو!! زیباترین دختر دنیا از بین 8000 نفر زیباترین دختر دنیا از بین 8000 نفر این خانم تنها 3 نوع ماده غذایی مصرف می کند این خانم تنها 3 نوع ماده غذایی مصرف می کند حرف فامیل دور درباره آدمهای نفهم خبر ساز شد حرف فامیل دور درباره آدمهای نفهم خبر ساز شد آب و هوا به این عجیب و غریبی دیده بودید + عکس آب و هوا به این عجیب و غریبی دیده بودید + عکس کشف گونه های جدیدی از یک دایناسور شاخدار کشف گونه های جدیدی از یک دایناسور شاخدار پدیده عجیب و غول پیکری که باعث تعجب همگان شده است پدیده عجیب و غول پیکری که باعث تعجب همگان شده است با دسته گل های زیبا به استقبال روز مادر بروید +عکس با دسته گل های زیبا به استقبال روز مادر بروید +عکس parsnaz چشم های جادویی ناتاشا دختر روسی + عکس اقدام دختران این خانواده که خود را شبیه به باربی کرده اند اقدام دختران این خانواده که خود را شبیه به باربی کرده اند این خانم به طور متوالی 14 دختر بدنیا آورده است این خانم به طور متوالی 14 دختر بدنیا آورده است راه رفتن عجیب مرد ژاپنی به تقلید از میمون + عکس راه رفتن عجیب مرد ژاپنی به تقلید از میمون + عکس بیماری بسیار عجیب و باورنکردنی این زن + عکس بیماری بسیار عجیب و باورنکردنی این زن + عکس رنگ لباس بر اساس سال تولد + عکس رنگ لباس بر اساس سال تولد + عکس فردی در تابوت چوبی بر فراز آسمان ها (عکس) فردی در تابوت چوبی بر فراز آسمان ها (عکس) کوچکترین نوزاد دنیا در آمریکای جنوبی!! + عکس کوچکترین نوزاد دنیا در آمریکای جنوبی!! + عکس

شرح روی یخ گرد و خاک بلند نکن

شرح روی یخ گرد و خاک بلند نکن


وقتی کسی بی خود و بی ‌جهت بهانه بگیرد این مثل را می ‌گویند .

روز های آخر زمستان بود و هنوز کوه ‌‌ها برف داشت و یخبندان بود ، چوپانی بز لاغر و لنگی را که نمی‌ توانست از کوره ‌راه‌ های یخ بسته کوه بگذرد در سر " چفت " ( آغل ) گذاشت تا حیوان در همان اطراف چفت و خانه بچرد . عصر که می‌ شد و چوپان گله را از صحرا و کوه می ‌آورد این بز هم می ‌رفت توی رمه و قاطی آنها می‌ شد و شب را در " چفت " می ‌خوابید . یک روز که بز داشت دور و بر چفت می‌ چرید و سگ ‌‌ها هم آن طرف خوابیده بودند یک گرگ داشت از آنجا رد می ‌شد و بز را دید اما جرأت نکرد به او حمله کند چون می‌ دانست که سگ ‌های ده امانش نمی ‌دهند . ناچار فکری کرد و آرام ‌آرام پیش بز آمد و خیلی یواش‌ و آهسته بز را صدا کرد . بز گفت : " چیه ؟ چه می‌ خواهی ؟ " گرگ گفت : " اینجا نچر " بز گفت : "

 
 
برای چه ؟ " گرگ گفت : " میدانی چون دیدم تو خیلی لاغری دلم به رحم آمد خواستم راهی به تو نشان بدهم که زود چاق بشوی " بز با خودش گفت : " شاید هم گرگ راست بگوید بهتر است حرف گرگ را گوش بدهم بلکه از این لاغری و بیحالی بیرون بیایم " بعد از گرگ پرسید : " خب بگو ببینم چطور من می ‌تونم چاق بشم ؟ " گرگ گفت : " این زمین ، زمین وقف است و علفش ترا فربه و چاق نمی ‌کند ، راهش هم اینست که بروی بالای آن کوه که من الان از آنجا می ‌آیم و از علف ‌های سبز و تر و تازه آنجا بخوری من هم دارم می ‌روم به سفر ! " بز با خودش فکر کرد که خب گرگ که به سفر می‌ رود و آن طرف کوه هم رمه گوسفند ها و چوپان هست بهتر است که کمی صبر کنم وقتی گرگ دور شد من هم بروم آنجا بچرم عصر هم با گوسفند ها برگردم .

گرگ که بز را در فکر دید فهمید که حیله ‌اش گرفته ، از بز خداحافظی کرد و به راه افتاد و رفت سر راه بز کمین کرد . بز هم که دید گرگ راهش را گرفت و رفت خیالش راحت شد و شروع کرد از کوه بالا رفتن ، اما توی راه یک مرتبه دید که ای دل غافل گرگه دارد دنبالش می‌ آید . بز فکری کرد و ایستاد تا گرگ به او رسید . بز گفت : " می‌ دانم که می ‌خواهی مرا بخوری ، من هم از دل و جان حاضرم چون که از زندگیم سیر شده ‌ام ، فقط از تو می ‌خواهم که کمی صبر کنی تا بالای کوه برسیم و آنجا مرا بخوری ، چون که اگر بخواهی اینجا مرا بخوری نزدیک ده است و از سر و صدا و جیغ من سگ ‌‌ها می ‌آیند و نمی ‌گذارند مرا بخوری آن وقت ، هم تو چیزی گیرت نمی ‌آید و هم من این وسط نفله می ‌شوم اگر جیغ هم نکشم نمی ‌شود آخر جان است بادمجان که نیست ! " گرگ دید نه بابا بز هم حرف ناحسابی نمی ‌زند . خلاصه شرطش را قبول کرد و بز از جلو و گرگ از عقب بنا کردند از کوه بالا رفتن ، گرگ که دید نزدیک است بالای کوه برسند شروع کرد به بهانه گرفتن و سر بز داد زد که " یخ سرگرد نده " بز که فهمید گرگ دنبال بهانه است با مهربانی گفت : " ای گرگ من که می‌ دانم خوراک تو هستم ، تو خودت هم که می ‌دانی هر چه به قله کوه برسیم امن‌ تر است پس چرا عجله می ‌کنی من که گفتم از زنده بودن سیر شدم و گرنه همان پایین کوه جیغ می ‌کشیدم و سگ ‌‌ها به سرعت می‌ ریختند " . گرگ گفت : " آخه کمی یواش برو ، گرد و خاک نکن نزدیکه چشمای من کور بشه " . بز گفت : " آی گرگ ! روی یخ راه رفتن که گرد نداره ، بیجا بهانه نگیر " خلاصه راهشان را ادامه دادند تا به سر کوه برسند .

اما گرگ از پشت سرش ترس داشت که مبادا سگ‌ های ده از کار او خبردار شده باشند و دنبالش بیایند و هر چند قدمی که می ‌رفت نگاهی به پشت سرش می‌ کرد بز هم که می‌ دانست چوپان و گوسفند ها سر کوه هستند دنبال فرصتی بود تا فرار کند . تا اینکه وقتی باز هم گرگ برگشت تا به پشت سرش نگاه کند بزه تمام زورش را داد به پاهایش و فرار کرد و خودش را به گله رساند . سگ‌ های گله هم افتادند دنبال گرگ و فراریش دادند . بز با خودش عهد کرد که دیگر به حرف دیگران گوش نکند و اگر بتواند از گرگ هم انتقام بگیرد . فردای آن روز همان گرگ بز را دید که باز در جای دیروزی می‌ چرد . با خودش گفت : " اینجا گرگ زیاد است او که مرا نمی ‌شناسد می‌ روم پیشش شاید امروز او را گول بزنم ولی دیگر به او مجال نمی ‌دهم که فرار کند" .

با این فکر رفت پیش بز ، بز هم که از همان اول او را شناخت خودش را به نفهمی زد که مثلاً گرگ را نمی ‌شناسد . گرگ گفت : " آهای بز ! اینجا ملک وقفه ، بهتره اینجا نچری بری جای دیگه " . بز گفت : " من حرف تو را باور نمی ‌کنم مگر به یک شرط ، اگر شرط مرا قبول کنی آن وقت هر جا که بگی میرم " گرگ گفت : " شرط تو چیه ؟ " بز گفت : " اگر حاضر بشی و بری روی آن تنور گرم و دو دستت را یک بار در لب آن به زمین بزنی و قسم بخوری که این ملک وقفی است آن وقت من حرفت را باور می‌ کنم " . گرگ گفت : " خب اینکه کاری نداره " و به سر تنور رفت تا قسم بخورد ، زیر چشمی هم اطراف را می ‌پایید که نکند سگ ‌‌ها یک مرتبه به او حمله کنند غافل از اینکه یک سگ قوی بزرگ داخل تنور خوابیده است همین که رفت سر تنور و دست ‌هایش را لبه تنور زد و مشغول قسم خوردن شد سگی که توی تنور خوابیده بود از خواب بیدار شد و به گرگ حمله کرد . سگ‌ های ده هم رسیدند و او را پاره‌ پاره کردند .



تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ