پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

گریم چهره های هالیوود روی صورت این دختر گریم چهره های هالیوود روی صورت این دختر عکس دیدنی از قهرمانان کوچک و مشهور عکس دیدنی از قهرمانان کوچک و مشهور زن و شوهری با قد و قامتی عجیب + عکس زن و شوهری با قد و قامتی عجیب + عکس تصاویر جنجالی از 9 هزار جسد شنی تصاویر جنجالی از 9 هزار جسد شنی نقاشی های خارق والعاده و زیبا با ضایعات پلاستیکی نقاشی های خارق والعاده و زیبا با ضایعات پلاستیکی کتک ‌کاری عجیب و دسته جمعی زنان و مردان + عکس کتک ‌کاری عجیب و دسته جمعی زنان و مردان + عکس تصاویر جالب از شوی لباس چینی در نیویورک تایمز تصاویر جالب از شوی لباس چینی در نیویورک تایمز عکسهای جالبی از تصاویر رابطه ی این زن و شوهر عکسهای جالبی از تصاویر رابطه ی این زن و شوهر دختری که همه چیز را برعکس میبیند (عکس) دختری که همه چیز را برعکس میبیند (عکس) مانگتسو من سوپرقهرمان ژاپن نظافتچی شهر شد + عکس مانگتسو من سوپرقهرمان ژاپن نظافتچی شهر شد + عکس 5 هکر بزرگ تاریخ که تا به حال دستگیر شدند!! +عکس 5 هکر بزرگ تاریخ که تا به حال دستگیر شدند!! +عکس متفاوت بودن را در این خانم جوان احساس کنید (عکس) متفاوت بودن را در این خانم جوان احساس کنید (عکس) درمان بیماری این مرد چینی با کتک کاری درمان بیماری این مرد چینی با کتک کاری اگر ستاره های معروف هالیوود مشهور نبودن چه کاره بودند؟ اگر ستاره های معروف هالیوود مشهور نبودن چه کاره بودند؟ ایده هایی جالب برای تزئین کفش های ساده +عکس ایده هایی جالب برای تزئین کفش های ساده +عکس روزنامه نگاری که در برنامه پخش زنده لخت شد (عکس) روزنامه نگاری که در برنامه پخش زنده لخت شد (عکس) باورتان میشود این دختر واقعی نیست ؟ + تصاویر باورتان میشود این دختر واقعی نیست ؟ + تصاویر ثبت شدن نام دو سیاره کوچک به نام اولین زن فضانورد ثبت شدن نام دو سیاره کوچک به نام اولین زن فضانورد ببری که با شکارش دوست شد + عکس ببری که با شکارش دوست شد + عکس جذاب ترین ستاره های معروف این هفته که خوش درخشیدند جذاب ترین ستاره های معروف این هفته که خوش درخشیدند

قصه های جالب و کودکانه ی اسماعیل كارگر و موش

قصه های جالب و کودکانه ی اسماعیل كارگر و موش


اسماعیل كارگر یك نانوایی بود. صبح به صبح ماشین بزرگ، كیسه‌های زیادی آرد می‌آورد و دم در نانوایی می‌ریخت. اسماعیل هم به محض این‌كه از خواب بیدار می‌شد این كیسه‌ها را داخل نانوایی می‌برد.مادر اسماعیل چندین روز بود كه مریض شده بود و دكترها گفته بودند او باید عمل شود و پول عملش هم زیاد بود.طبق معمول آن روز ماشین آرد آمد و تعداد زیادی كیسه آرد در مغازه خالی كرد.

 

اسماعیل هم بلند شد و مشغول حمل كیسه‌های آرد شد.در همان حین كه اسماعیل مشغول بردن كیسه‌های آرد بود، ناگهان دید یك موش كوچولو از بین كیسه‌ها در رفت و رفت داخل مغازه. اسماعیل دنبال موش رفت ولی اثری از او نبود كه نبود. خلاصه اسماعیل تمام كیسه‌ها را داخل مغازه برد و فكر كرد كه اشتباه دیده است. آن روز به كارش مشغول بود. فردای آن روز دوباره موش كوچولو رو دید. اسماعیل رفت به دنبالش ولی باز دوباره ناپدید شد.

 

چندین روز اسماعیل با آقا موشه مشغول قایم باشك بازی بود تا این‌كه یك روز كه اسماعیل خیلی ناراحت مادرش بود، روی زمین نشست و پول‌هایش را ‌شمرد تا ببیند در این مدت چقدر جمع كرده است و آیا به پول عمل مادرش می‌رسد؟

 

بعد از این‌كه پول‌ها را شمرد، اسماعیل رو كرد به خداوند و گفت: «آخه خدا، چی می‌شد كه این پول‌ها دو برابر می‌شد تا من می‌تونستم مادرم رو عمل كنم.» همین موقع بود كه‌ دوباره سر و كله آقا موشه پیدا شد و خودش را به اسماعیل نشان داد و تعدادی از پول‌ها را به دهان گرفت و از مغازه در رفت و به سمتی رفت.اسماعیل هم بلند شد و دنبالش دوید و گفت: وای پولم رو بده… پولم رو بده… ای موش بد ذات…

 

موش پشت وسایلی رفت كه سال‌های سال از آنها استفاده نشده بود. اسماعیل هم تمام روزش را مشغول جابه‌جایی وسایل بود ولی آقا موشه پیدا نشد كه نشد. در همین موقع بود كه بین كیسه‌ها یك كیسه پر از طلا پیدا كرد و با تعجب گفت: با فروختن این كیسه‌ها حسابی پولدار می‌شوم و زندگی‌ام تغییر می‌كند. این هدیه‌ای از طرف خداست، ولی بعد از كمی فكر كردن تعدادی از این سكه‌ها را برای مادرش برداشت و به خودش قول داد كه بعد از این‌كه مادرش عمل شد و حالش خوب خوب شد سكه‌ها راكم كم به داخل آن كیسه برگرداند.

 

روز عمل فرا رسید و اسماعیل هم سكه‌ها را فروخت و به بیمارستان رفت. خوشبختانه عمل مادر اسماعیل بخوبی انجام شد. اسماعیل رفت كه پول عمل را پرداخت كند ولی خانم پرستار گفت: آقا پول عمل پرداخت شده. اسماعیل گفت من هنوز پول عمل را نداده‌ام به شما. پرستار گفت: یك آدم خیر پول عمل شما را پرداخت كرده.

 

اسماعیل از خوشحالی نمی‌دانست چه كار كند و دوباره به داخل مغازه سكه فروشی رفت و سكه‌ها را پس گرفت و به كیسه طلاها برگرداند و از خدای بزرگ تشكر كرد و گفت: ای خدای مهربان و بزرگ، هرگز بیشتر از حد و اندازه‌ام نمی‌خواهم.

 

منبع:جام جم



تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ