پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

زن و مرد عاشق بعد از 77 سال با هم ازدواج کردند + عکس

زن و مرد عاشق بعد از 77 سال با هم ازدواج کردند + عکس

زن و مرد عاشق بعد از 77 سال با هم ازدواج کردند 

 

کسانی که در جریان ماجرای این عشق قدیمی قرار میگیرند باورشان نمیشود مثل پایان داستانهای عاشقانه ی قدیمی ، آخر سر زن و مرد عاشق به هم میرسند و با هم زندگی خود را ادامه میدهند ! به گزارش پارس ناز این ماجرا اما در ترکیه رنگ واقعیت پیدا کرد .

 

در داستانی عاشقانه که نظیرش را تنها می‌توان در فیلم‌ها و داستان‌های رمانتیک یافت، عشق مصطفی و دوندو اهل ترکیه، سرانجامی خوش داشت. آن‌ها موفق شدند پس از داستان عاشقانه‌ای ۷۷ ساله، سرانجام با یکدیگر ازدواج کنند.

 

در سال ۱۹۳۸ در روستای دری استان قهرمان مرعش در جنوب آناتولی ترکیه، دل مصطفی قره کویون تپید. او آن زمان ۱۵ سال داشت و برای نخستین بار بود که عاشق می‌شد. معشوق هم دختری بود سه سال از او بزرگتر که دوندو کِراش نام دارد.

 

مخالفت پدر

 

با حرارت عشق جوانی، مصطفی پدر خود را در جریان خواسته‌هاش برای ازدواج با دوندو قرار داد. این درخواست اما با مخالفت قاطع پدر روبرو شد و آرزوهای مصطفی به بن بست خورد.

مصطفی می‌گوید: «احساس بدبختی کردم، در آستانه از دست دادن تمایل خود برای زندگی قرار گرفتم. پس از آن به ارتش پیوستم.»

مصطفی ۴ سال بعد به روستایش برگشت. اما دوندو را یافت که ازدواج کرده و یک فرزند دارد. ماندن در روستا را تاب نیاورد پس به شهر گوکسون رفت تا او نیز ازدواج کند و صاحب فرزند شود.
داستان می‌توانست همینجا به پایان برسد. بسیاری از داستانی‌های عشق بی‌حاصلند اما داستان مصطفی و دوندو مسیر دیگر یافت.

 

دیدار دوباره

 

همسر مصطفی درگذشت و فرزندانش بزرگ شدند. او برای ادامه زندگی به سرای سالمندان رفت. در نخستین روزهایش یکی از زنان ساکن آن‌جا به سمت او آمد پرسید: «مصطفی اینجا چه می‌کنی؟»

 

مصطفی می‌گوید: «به او نگریستم و پرسیدم: آیا من تو را می‌شناسم؟ که هستی؟ پاسخ داد: من دوندو هستم، چگونه مرا نمی‌شناسی؟»اینجا فصل جدیدی از داستان آغاز شد. دو عاشق داستان‌های ۷۷ سال فراق را برای یکدیگر بازگو کردند و سعی کردند همدیگر را تسلا دهند.

 

سپس تصیم گرفتند با یکدیگر ازدواج کنند؛ ازدواجی که سه چهارم قرن به تاخیر افتاد. اما این بار فرزندان مخالفت کردند.دوندو از مخالفت فرزندانش بسیار ناراحت شد و به مصطفی گفت: «من را به جای دور ببر، از اینجا نجاتم بده.»

 

مصطفی طاقت ناراحتی و غصه ی دندو را نداشت بنابراین در یکی از شب‌ها تلاش کردند از سرای سالمندان فرار کنند اما موفق نشدند. به هر حال اکنون در سرای سالمندان در کنار یکدیگر هستند.

 

 

مطالب مرتبط:

 

دلایل رسیدن ازدواج عاشقانه به طلاق چیست؟

 

روابط دو کشور تحت تاثیر یک ازدواج عاشقانه (+عکس)

 

ازدواج پیرمرد 80 ساله با 3زن

 

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ