پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

این دختر دو ساله همه چیز را می خورد این دختر دو ساله همه چیز را می خورد ازدواج عاشقانه پلیس های گروه ضربت ازدواج عاشقانه پلیس های گروه ضربت برای زیباتر شدن در عکس ها چطوری ژست بگیریم برای زیباتر شدن در عکس ها چطوری ژست بگیریم آرزوهای جالب این مرد 68 سانتی متری +(عکس) آرزوهای جالب این مرد 68 سانتی متری +(عکس) نامه ای قدیمی از جزیره ای دور افتاده نامه ای قدیمی از جزیره ای دور افتاده زیبایی از جنس جنون و درد برای این دختر جوان! (عکس) زیبایی از جنس جنون و درد برای این دختر جوان! (عکس) دختر روسی و سلفی های اعجاب انگیزش را ببینید دختر روسی و سلفی های اعجاب انگیزش را ببینید عکس های جالب از خلاقیت پدر و مادر عکس های جالب از خلاقیت پدر و مادر خودنمایی زننده و آزار دهنده خانم هنرمند در نمایشگاه + عکس خودنمایی زننده و آزار دهنده خانم هنرمند در نمایشگاه + عکس طلاق عجیب نوعروس بعد از دو روز زندگی مشترک طلاق عجیب نوعروس بعد از دو روز زندگی مشترک کشف عجیب این خوک 2 پایی که با خوردن لیمونات می رقصد کشف عجیب این خوک 2 پایی که با خوردن لیمونات می رقصد راه گم کردن زنبورهای عسل دردسر ساخت (عکس) راه گم کردن زنبورهای عسل دردسر ساخت (عکس) این مرد در بدن خود یک تراشه کار گذاشته است این مرد در بدن خود یک تراشه کار گذاشته است ماجرای جالب منحصر به فرد ترین جشن تولد دنیا برای دختر 15 ساله + تصاویر ماجرای جالب منحصر به فرد ترین جشن تولد دنیا برای دختر 15 ساله + تصاویر نورخورشید عجیب در نروژ (عکس) نورخورشید عجیب در نروژ (عکس) یک پیرزن چینی 6 روز پس از مرگ دوباره زنده شد!! یک پیرزن چینی 6 روز پس از مرگ دوباره زنده شد!! ماجرای تشییع جنازه غریبانه آهنگ ساز مشهور + عکس ماجرای تشییع جنازه غریبانه آهنگ ساز مشهور + عکس مانگتسو من سوپرقهرمان ژاپن نظافتچی شهر شد + عکس مانگتسو من سوپرقهرمان ژاپن نظافتچی شهر شد + عکس با ثروتمندترین زنان ایرانی در سال 2015 آشنا شوید با ثروتمندترین زنان ایرانی در سال 2015 آشنا شوید پیدا شدن نامه های عاشقانه به سرقت رفته بعد از 40 سال پیدا شدن نامه های عاشقانه به سرقت رفته بعد از 40 سال

داستان عبرت آموز یک روز قبل از اعدام

داستان عبرت آموز یک روز قبل از اعدام

داستان کوتاه جذاب و خواندنی یک روز قبل از اعدام را در این مطلب از سایت زیرمیزی بخوانید.هر روز با یک داستان زیبا و عبرت آموز در خدمت شما هستیم.آخرین باری که دیدمش پانزدهم آگوست بود. درست شب قبل از اعدامش!اصولا شب قبل از اعدام نمی ذارن که کسی به فرد اعدامی نزدیک بشه.

 

اون شب ها من با شادی زیاد به تخت خودم می رفتم و روز بیست و هشتم آگوست رو انتظار می کشیدم و همش صحنه ای که قرار بود آزاد بشم رو برای خودم تو ذهنم مرور می کردم.نیمه شب بود که یه عده با صدای خیلی زیاد درب سلول ما رو باز کردند و ادوارد زندانبان که بین بچه ها به “ادوارد” معروف بود

 

با لگدهای آرومی که به کتف من می زد من رو بیدار کرد. من روی پایین ترین تخت از تختهای سه طبقه زندان می خوابیدم چون به خاطر مشکل کلیه ام باید چندین بار به توالات می رفتم.ادوارد از من خواست که باهاش بیرون برم و بدون اینکه به من چیزی بگه من رو به سمت اتاق زندانی های اعدامی می برد!

 

ترس تمام وجودم رو فراگرفته بود اما ازش هیچی نپرسیدم چون می دونستم که مراسم اعدام اینطوری نیست!به سلول انفرادی فرانسیس که رسیدم دیدم که با طناب خیلی محکم به یه صندلی بستنش!ادوارد بهم گفت که فرانسیس می خواسته خودش رو بکشه! می خواسته خودش رو از سقف حلق آویز کنه!من از شدت تعجب داشتم شاخ در می آوردم.

 

چون همه می دونستند که فردا صبح زود قرار بود فرانسیس رو تیرباران کنند!اون چرا می خواست درست شب قبل از تیربارانش خوش رو بکشه؟از ادوارد پرسیدم که چرا سراغ من اومدند و اون با حالتی توهین آمیز به من گفت که فرانسیس خواسته من رو ببینه!من زیاد با فرانسیس دوست نبودم و اصلا” متوجه نمی شدم که چرا او می خواد من رو ببینه!

 

اداورد با لگد در سلول رو بست و از پست پنجره کوچک در بهم گفت که ده دقیقه دیگه من رو از اونجا می برند!من: چی شده؟فرانسیس: می خوام یه چیزی بهت بگم!من: بگوفرانسیس: تو باید بعد از بیرون رفتن از اینجا یه کاری برای من بکنی!من: چه کاری؟

 

فرانسیس: من یه مادر کور دارم که در حال کر شدن هم هست و الان سالهاست تو خیابون هاستیگ پارک زندگی می کنه. شماره ۲۴ طبقه  …من: خوب!فرانسیس: اون اگه بفمه من اعدام شدم میمیره. تمام این پانزده سال رو به امید برگشتن من سر کرده بعد از پدرم و دو تا برادرم که تو جنگ مردند، اون فقط منتظر منه.

 

الان هم مدتهاست که داره با یه پرستار از آسایشگاه برادوید زندگی می کنه.من: خوب من چیکار کنم؟فرانسیس: می دونم شاید برات سخت باشه! اما ازت می خوام که وقتی آزاد شدی، به اونجا بری و بهش بگی که من هستی! خودت هم می تونی همونجا زندگی کنی. می دونم هم که خونه ای در بیرون از زندان نداری که تو زندگی کنی.

 

همه این ها رو تو یه یادداشت نوشته بودم و داده بود اسمیت که وقتی خواستی بری بیرون بهت بده اما ترسیدم که به هر دلیلی نوشته به دستت نرسه!من از شدت تعجبب نمی تونستم حرف بزنم.از طرفی در برابر عشق این پسر به مادرش تسلیم بودم و از طرفی هم برام سخت بود که حرفهاش رو قبول کنم!

 

من: تو چرا امشب می خواستی خودت رو دار بزنی؟فرانسیس: چون اگه تیربارانم کنند طبق قوانین مجرمین سیاسی، پول گلوله های تیرباران رو از خانواده ام طلب می کنند و اونوقت مادرم می فهمه که من مردم!من: نگران نباش!صدای ناهنجار ادوارد رشته افکارم رو پاره کرد که فریاد می زد و من رو صدا می کرد.

 

چشم در چشم فرانسیس دوخته بودم و سعی می کردم که با آخرین نگاهم آرومش کنم!

 

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ