پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

اقدام جالب این مرد ژیان را تبدیل به موتور سیکلت کرد + عکس اقدام جالب این مرد ژیان را تبدیل به موتور سیکلت کرد + عکس دردسر ساز شدن مرد 45 ساله کرجی و عشق زباله دردسر ساز شدن مرد 45 ساله کرجی و عشق زباله ایده های جالب برای عکس های خانوادگی پاییزی بی نظیر ایده های جالب برای عکس های خانوادگی پاییزی بی نظیر پدر این دختر ادعا می کند دخترش شفا می دهد + عکس پدر این دختر ادعا می کند دخترش شفا می دهد + عکس parsnaz این مرد بسیار عجیب در هیچ قبری جا نگرفت + عکس زنان و مردان جذاب و خوش استایل معروف جهان زنان و مردان جذاب و خوش استایل معروف جهان عاقبت عجیب مردی که 50 سال برای ازدواج فکر کرد + عکس عاقبت عجیب مردی که 50 سال برای ازدواج فکر کرد + عکس این مرد پیرترین دانشجوی پزشکی بریتانیا است (عکس) این مرد پیرترین دانشجوی پزشکی بریتانیا است (عکس) پسری که نصف صورتش مثل میمون است (+عکس) پسری که نصف صورتش مثل میمون است (+عکس) جشن ملی امردادگان 7 مرداد مبارک باد جشن ملی امردادگان 7 مرداد مبارک باد کشف مجسمه خدایان آشوری در مریخ + عکس کشف مجسمه خدایان آشوری در مریخ + عکس زوج خوش شانس که بعد 5 ساعت بچه دار شدند زوج خوش شانس که بعد 5 ساعت بچه دار شدند تصویر بی نظیراز نبوغ یک کودک روستایی ایرانی تصویر بی نظیراز نبوغ یک کودک روستایی ایرانی تصاویر عجیب حضور یک جن و سپاه اجنه در تعزیه کربلا تصاویر عجیب حضور یک جن و سپاه اجنه در تعزیه کربلا اقدام عاشقانه به روش دانشجوی اقتصاد + عکس اقدام عاشقانه به روش دانشجوی اقتصاد + عکس ماجرای مرد زشتی که با زیباترین دختر ازدواج کرد (عکس) ماجرای مرد زشتی که با زیباترین دختر ازدواج کرد (عکس) دردسری که چین برای ملکه زیبایی کانادا ساخت + عکس دردسری که چین برای ملکه زیبایی کانادا ساخت + عکس این مرد پس از 4 سال متوجه شد میلیونر شده است +عکس این مرد پس از 4 سال متوجه شد میلیونر شده است +عکس پول دارترین زن آسیایی + عکس پول دارترین زن آسیایی + عکس ماجرای بهم رسیدن لیلی و مجنون آمریکایی بعد از 70 سال+عکس ماجرای بهم رسیدن لیلی و مجنون آمریکایی بعد از 70 سال+عکس

1 ماه زندگی با جسد شوهر در زیر خانه

1 ماه زندگی با جسد شوهر در زیر خانه

1 ماه زندگی با جسد شوهر در زیر خانه در یکی از روزهای تابستان زنی 55 ساله به اداره آگاهی رفت و ادعا کرد پسر 37 ساله‌اش به نام مسعود ده روز است ناپدید شده و هیچ خبری از او نیست.

 

براساس این شکایت، مسعود که کارمند یک شرکت خصوصی و دارای زن و فرزند بود، دو همسر داشت که جدا از هم زندگی می‌کردند. مرد گمشده چند سالپس از زندگی با صفورا همسر اولش و با وجود داشتن دختری سه ساله با زن مطلقه‌ای به نام فریبا نیز ازدواج کرده بود.

 

با ارسال پرونده به شعبه دستور دادم از محل کار و همسران او تحقیق شود، اما همگی اظهار بی اطلاعی کردند. استعلام از سازمان زندان ها، بیمارستان ها و پزشکی قانونی هم نتیجه ای نداشت. فریبا همسر دوم مرد گمشده را احضار کردم و از او در مورد غیبت همسرش پرسیدم که ادعا کرد یک سال قبل با مسعود آشنا شدم که ابتدا عقد موقت کردیم و چند ماه بعد ارتباطمان به ازدواج دائم انجامید. مسعود با من هیچ اختلافی نداشت، اما با صفورا همسر اولش دچار اختلاف و تنش بود.

 

همسرم ده روز قبل ادعا کرد می خواهد کارش را تغییر بدهد، اما هیچ چیزی در مورد این تغییر به من نگفت تا این که شب بعدش به خانه نیامد. چون برخی مواقع شب ها نمی آمد موضوع عادی بود با طولانی شدن غیبت او موضوع را به مادر مسعود گفتم و او ادعا کرد خودش موضوع را پیگیری می کند. با اظهارات فریبا، همسر اول او را احضار کردم.

 

صفورا در بازجویی ها مدعی شد چند سال قبل با عشق و علاقه با مسعود ازدواج و زندگی کردم تا این که سر و کله فریبا پیدا شد و زندگی ما تلخ شد. دیگر مسعود آن آدم سابق نبود تا این که فریبا را به عقد خودش در آورد و من نیز با دخترم ریحانه بدون طلاق یک سالی است که دور از همسرم زندگی می کنیم. من برای این که زندگی ام بچرخد در موسسه ای مشغول به کار شدم. او در این یک سال چند بار فقط آمد و ریحانه را دید و احتمالا الان نیز پیش همسرش است.

 

از سخنان صفورا معلوم بود که دل خوشی از مسعود ندارد. به دلیل این که مدرکی علیه هر دو زن وجود نداشت، آنها آزاد شدند و تحقیقات را ادامه دادیم.

 

با گذشت 15 روز اثری از مرد 37 ساله نبود به همین خاطر تحقیقات ادامه یافت. در این مدت صفورا برای پیدا کردن همسرش همه کار کرد او حتی به شرکت و دوستان مسعود مراجعه کرد تا ردی از او به دست بیاورد.

 

یک ماه از گم شدن مسعود گذشته بود که صفورا همراه مادر مرد گمشده به اداره آگاهی رفتند و ماجرای کادوی ارسالی را گفتند. زن جوان مدعی شد صبح امروز مرد پستچی با گرفتن امضا بسته ای پستی به من داد که در آن یک عروسک بود. روی عروسک یک متن تایپی بود که نوشته بود تقدیم به دخترم ریحانه از طرف مسعود.

 

تحقیقات در مورد ارسال کادو ادامه داشت تا این که مادر مسعود باز هم به اداره آگاهی آمد و ادعا کرد مسعود با خانه چند بار تماس گرفته و اعلام کرده در ترکیه مشغول به کار است و نگران او نباشند. من دیگر شکایتی ندارم چون پسرم پیدا شد.

 

وقتی موضوع کادوها و تلفن را به من اعلام کردند، دستور دادم برای اطمینان بیشتر مادرش احضار شود. مادر مرد 37 ساله مدعی بود فرزندش از کودکی یتیم بوده، اما او خوب تربیت شده است. تا دیروز نگران بودم، اما وقتی مسعود تماس گرفت مطمئن شدم زنده است و حالا از کسی شکایتی ندارم و منتظر می مانم تا او از غربت برگردد و با همسر اولش زندگی کند.

به موضوع شک داشتم به همین خاطر دستور دادم پرینت تماس های خانه بررسی شود. هیچ تماسی از خارج کشور ثبت نشده بود. به همین خاطر شک ام بیشتر شد و مادر مسعود و همسر اولش را احضار کردم و به آنها آموزش دادم اگر مسعود تماس گرفت یا کادویی فرستاد، مرد پستچی را سرگرم کنند تا ماموران رسیده و او را دستگیر کنند یا تلفن را طولانی کنند تا رد تماس گیرنده کشف شود. دیگر مطمئن بودم کادوها و تلفن ها ساختگی است و موضوع پیچیده است.

 

جالب اینجاست که بعد از آموزش به مادر و همسر اول مسعود، دیگر نه تماسی برقرار شد و کادویی برای دخترش ریحانه ارسال نشد. فریبا همسر دوم هم ادعا کرد در این دو هفته هیچ تماسی از سوی مسعود گرفته نشده است. قطعات پازل داشت تکمیل می شد و شک ما به صفورا هر روز بیشتر می شد چون او تنها کسی بود که ادعای ارسال کادو را مطرح کرده بود.

 

او را یک بار دیگر احضار کردم و پس از ساعت ها بازجویی دستور بازداشت موقتش را صادر کردم. مطمئن بودم او موضوعی را مخفی می کند به همین خاطر او تحویل اداره آگاهی شد. انکار و سکوت صفورا دوام چندانی نیاورد و ادعا کرد می خواهد واقعیت ها را بگوید.

 

صفورا ادعا کرد همه چیز را بجز فرستادن کادوها راست گفتم. من از مسعود خبر ندارم و همه کادوها را خودم فرستادم تا ریحانه بهانه پدرش را نگیرد. اما خبر ندارم مسعود کجاست. البته تماس های مسعود با مادرش هم کار من بود. از یکی از همکارانم خواستم صدایش را تقلید و با مادرش صحبت کند تا او آرام شود. دلم می خواست با این کارها پای فریبا از زندگی شوهرم قطع شود، چون می دانستم اگر او بازگردد با من زندگی می کند.

 

با اعترافات صفورا شک ام به یقین تبدیل شد که او از سرنوشت همسرش خبر دارد ماموران هم وقتی به خانه او در جنوب شهر رفتند، اعلام کردند او تعمیراتی در خانه اش انجام داده است. به همین خاطر از او خواستم واقعیت را بگوید تا کمکش کنم که زن جوان پس از دو ماه لب به اعتراف گشود و گفت: یک روز که او به خانه آمده بود تا دخترش را ببیند، درخواست آب کرد. در آب قرص خواب آور ریختم و دقایقی بعد همسرم بی حال شد. از آشپزخانه گوشتکوب فلزی را برداشتم و چند ضربه به سرش زدم. هر ضربه ای که می زدم کینه ام نسبت به او بیشتر می شد. اینقدر ضربه زدم که بی حال شدم. وقتی ساعاتی بعد حالم خوب شد، جسد را به حمام بردم و مخفی کردم. بعد هم با گرفتن کارگر کف خانه را کندم و جنازه را دفن کردم. با خرید موزاییک وانمود کردم خانه نیاز به بازسازی دارد. در این دو ماه هر شب با مسعود حرف می زنم و با جنازه اش زندگی می کنم.

 

با اعترافات صفورا موفق شدیم جنازه را پیدا کنیم. با تکمیل پرونده مادر مسعود تقاضای قصاص عروسش را کرد. اما آنچه در این پرونده برای من جالب بود خونسردی و آرامش قاتل بود. صفورا هیچ وقت از قتل شوهرش اظهار ندامت و پشیمانی نکردبراساس خاطره ای از قاضی محمد شهریاری – سرپرست دادسرای امور جنایی تهران

 

 

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ