پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

درباره مازوخیسم جنسی و خشونت

درباره مازوخیسم جنسی و خشونت

درباره مازوخیسم جنسی و خشونت 

مازوخیسم جنسی یعنی حالت خشونت در رابطه جنسی که بیشتر مردان را درگیر می کند و به طور معدود زنان را هم مبتلا می کند. مازوخیسم جنسی نوعی بیماری جنسی است که در آن فرد با شهوت خشن رو به رو می شود. در رابطه جنسی خشن با همسر سادیسم جنسی و مازوخیسم جنسی دخیل هستند که هرکدام را به اختصار توضیح خواهیم داد.

 

آزارگری-آزارخواهی جنسی (به انگلیسی:sadomasochism؛ تلفظ: سادومازوخیسم) عبارت است از:

 

آزار دادن و تحقیر دیگران و بی احترامی به آنها یا آزار دیدن و مورد بی احترامی و تحقیر دیگران قرار گرفتن که سبب ارضای جنسی می شود.این ناهنجاری به تعاملاتی اطلاق می شود که در آن یک شخص با آزار دادن فرد دیگری که از درد کشیدن لذت می برد ارضا می شود.

 

مقدمه ای در مورد بیماری مازوخیسم جنسی
مازوخیسم یک لغت فرانسوی منسوب به ساشه مازوخ است که در اصطلاح پزشکی ، تباهی و فساد اجرای عمل جنسی است به نحوی که با شکنجه و ضرب و شتم و آزارهای دیگر همراه باشد. این ناخوشی بیشتر در مردانی مشاهده شده است که مبتلا به انحراف عمل جنسی و هموسکسوآلیته هستند. این حالات جنون خودآزاری را مازوخ در بعضی نوشته هایش توصیف و تشریح کرده است .

 

تاریخچه مازوخیسم جنسی
مازوخیسم (خودآزاری یا آزارخواهی جنسی) نام خود را از فعالیت‌های لئوپولد فون زاخر-مازوخ (۱۸۳۶-۱۸۹۵) رمان‌نویس اتریشی قرن نوزدهم گرفته است که شخصیت‌های داستان‌هایش از اینکه زنان با آنان بدرفتاری کنند و بر آنها تسلط یابند لذت جنسی می‌بردند.

 

مازوخ در معروف ترین کتابش «ونوس خزپوش» داستان مرد دانشجوی جوانی به نام سِوِرین را روایت می‌کند که سر و وضعی مناسب و زندگی مرفهی دارد و در زمان دانشجویی در همسایگی خود با زن جوانی به نام واندا آشنا می‌شود، اشراف‌زاده‌ای بسیار زیبا که مرد جوان را اسیر خود می‌کند.

 

مرد که در خود تمایل به بردگی و شکنجه شدن را پیش از این آشنایی کشف کرده بود فهمید که در هیأت این زن می‌تواند آرزوهایش را محقق سازد. به این ترتیب رابطه‌ی ارباب و برده بین واندا و سورین شکل می‌گیرد که کل روایت بر آن استوار است. واژه سادیسم (دیگرآزاری) نیز از نام مارکی دو ساد (۱۷۴۰-۱۸۱۴) نویسنده فرانسوی آثار اروتیک آغشته به فلسفه و خشونت برگرفته شده است.

 

فروید معتقد بود، آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی می‌تواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد. کارن هورنای و اریک فروم دو تن از روانشناسان نوفرویدی نیز این پدیده را مورد بررسی قرار دادند.

 

از دیدگاه هورنای فرد مازوخیست خود را زیر چتر حمایت دیگران قرار می‌دهد و با زیر پا گذاشتن فردیت و مستهلک شدن در “طرف” تا حدی ایمنی به دست می‌آورد. اینگونه ایمنی بدان می‌ماند که کشوری کوچک با تسلیم حقوق و استقلال خود به کشور بزرگتر و متجاور به امنیت برسد و مورد پشتیبانی آن کشور قرار گیرد.

 

اریک فروم با اینکه بیشتر از منظر اجتماعی به این پدیده نگاه می‌کرد اما نظری مشابه هورنای داشت. فروم بر این عقیده بود که در افراد مازوخیست هراسی عظیم از تنهایی و ناتوانی موج می‌زند از این رو برای رهایی از قید مسئولیت و تصمیم گیری می‌کوشند تا جزئی شوند از کل نیرومندتری که بیرون از آنها است.

 

این کل نیرومند ممکن است یک شخص یا یک موسسه، خدا، ملت، وجدان یا وسواسی روانی باشد. فروم در رابطه با سادیسم که نقطه مقابل مازوخیسم می‌باشد معتقد بود ماهیت سائق‌های سادیستی لذتی است که از برتری و غلبه بر کسی دیگر حاصل می‌شود و همانگونه که تسلط، حالت انحرافی قدرت است،

 

سادیسم جنسی نیز صورت منحرف محبت جنسی است چرا که عشق و محبت بر برابری و آزادی استوار است و اگر بر از دست رفتن تمامیت یکی از طرفین مبتنی شد، دیگر عشق نیست.

 

دیدگاه فلاسفه و دیگر صاحب نظران درباره ی مازوخیسم جنسی
ژیل دلوز فیلسوف فرانسوی از معدود متفکرانی است که به طور جدی به آثار مازوخ از جمله رمان مشهور او «ونوس خزپوش» پرداخته.آلبر کامو نویسنده و فیلسوف الجزایری-فرانسوی در کتاب انسان طاغی (عصیانگر) به بررسی شخصیت مارکی دو ساد می‌پردازد.

 

او می‌نویسد:
«منطق ساد، او را به جهانی بی‌قانون هدایت می‌کند که در آن تنها فرمانروا میل جنسی است با قدرت بی‌کرانش.»«تصاحب کسی که قصد کشتنش را داریم، جفت‌گیری توأم با درد، این است آن لحظه آزادی کاملی که هدف تمامی تشکیلات قصرهای ساد است.»

 

«داشتن حق نابود کردن، ایجاب می‌کند که خود شخص نیز در معرض نابودی قرار گیرد.»

 

«لگام‌گسیخته‌ترین عصیان، یعنی مطالبه کامل آزادی به بردگی اکثریت می‌انجامد.»

 

«خدا در اندیشه ساد، در هیئت خدایی جنایتکار مجسم می‌شود که بشر را نابود و نفی می‌کند. به عقیده ساد، این واقعیت را که قتل از ویژگی‌های ربوبیت است، می‌توان به روشنی در تاریخ مذاهب دید. در این صورت، بشر برای چه باید پرهیزگار باشد؟

 

نخستین حرکت ساد در مقام زندانی این است که با دست زدن به عملی افراط‌آمیز واکنش نشان دهد. حال که خدا انسان را می‌کشد و نفی می‌کند، هیچ چیز نمی‌تواند انسان را از کشتن و نفی همنوعانش بازدارد.»

 

ژان پل سارتر فیلسوف و نویسنده فرانسوی در کتاب هستی و نیستی در رابطه با این پدیده می‌نویسد:

 

«سادیسم دارای قدرتی جنون‌آسا و گستاخ‌آمیز است به طوری که دیگری را خلع اسلحه می‌کند و در حالی که در صدد است از بدن دیگری یک آلت بی جان بسازد، حاضر نیست بدن خود را در اختیار لذت او بگذارد و از رنج کشیدن و پایکوبی معشوق لذتی را می‌برد که عاشق از وصال معشوق بهره‌مند می‌شود.»

 

«سادیسم به مفهوم کلی در تمام مدت عمل با آزادی می‌جنگد، یعنی در حالی که می‌خواهد آزادی را از دیگران بگیرد و او را به اسارت بکشد افراط در این اسارت کار را به جایی می‌رساند تا خودش را نیز نابود سازد.»

 

«مازوخیسم یک نوع کوشش و تلاش خستگی ناپذیر و تقریباً همیشگی است که سعی می‌کند خود را در برابر دیگری در حقیرترین وضع قرار دهد و از آن لذت ببرد.»

 

انحراف مازوخیسم یا شهوت خودآزاری، نقطه‌ی مقابل انحراف جنسی سادیسم یا دیگرآزاری است.یک فرد سادیستیک ازآزار واذیت کردن دیگـــران لذت جنسی می‌برد، اما یک انسان مبتلا به «مازوخیسم» از عذاب و شکنجه‌‌أی که خودش متحمل می‌شود لذت جنسی کسب می‌کند.

 

افرادی که به این نوع انحراف مبتلا هستند بشدت تمایل دارند که چه به وسیله‌ی خود و چه از طرف دیگران، آزار ببینند یا حتی شکنجه شوند. کامیابی روانی این بیماران، جز با زجر و آزار دیدن حاصل نمی‌شود.تمامی روان‌شناسان در دوره‌های مختلف، خوی تجاوز و تعدی یا به بیان دیگر غریزه‌ی تخریب و مرگ را یکی از غرایز طبیعی افراد بشر و منشأ انحراف سادیسم دانسته‌اند.

 

انحراف مازوخیسم یا خودآزاری نیز ریشه در همین غریزه دارد. با این تفاوت که واکنشهای بیمار مبتلا به مازوخیسم با بیمار سادیست فرق می‌کند.هنگامی که تمایلات قهرآمیز غریزه‌ی مرگ در عوامل روانی انسان حادث شد، از دو حال خارج نیست، یا انسان به پیروی از این غریزه به تخریب و شکستن اشیا و آزار دیگران می پردازد

 

و به این ترتیب غریزه‌ی خود را ارضا می‌کند یا اینکه محدودیتهای طبیعی و اجتماعی به او اجازه‌ی این کار را نمی‌دهند؛ برای مثال طفل به دلخواه خود نمی‌تواند آنچه را که در دسترسش قرار می‌گیرد بشکند و یا مثلاً سر گربه را از تنش جدا سازد. در این صورت غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه متوجه دنیای بیرون انسان شود،

 

به درونش راه می‌یابد و خود انسان را هدف قرار می‌دهد و به این ترتیب، تمایلات قهرآمیزانسان به جای دیگران روی خود او پیاده می‌شود.به بیان دیگر انحراف مازوخیسم و سادیسم هر دو از یک منبع سرچشمه می‌گیرند ولی در مازوخیسم غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه روی دیگران عمل کند، بر خود بیمار مبتلا اثر می‌گذارد.

 

گروه‌های زیادی از مردم مبتلا به مازوخیسم هستند؛ مثلاً مرتاضان و یا افرادی که در پاره‌‌أی موارد به استقبال مرگ می‌روند و یا اشخاصی که در مواقع خطر و پیش‌آمدهای ناگوار و مصیبت‌بار، به جای اینکه برای رفع مشکلات خود تدابیر منطقی‌‌ای بیندیشند، خود را هلاک می کنند. بعضی از مبتلایان به مازوخیسم نیز،

 

دراین موارد، در واقع قصد انتقامجویی و یا کشتن دیگران را دارند. این _ نوع سادیسمی ارضای غریزه _ اما به جای این کار، خود را از بین می‌برند.

 

انواع مازوخیسم جنسی کدام است؟

انحراف مازوخیسم را از نظر شدت و ضعف به سه دسته تقسیم كرده اند:مازوخیسم روانی، مازوخیسم احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیكی.توجه به این نكته ضروری است كه به طور معمول، حالات مذكور تا حدودی در زندگی جنسی افراد بشر وجود دارند،

 

و تا هنگامی كه جنبه ی عادی داشته، ازحد و مرز معمولی تجاوز نكنند، امری كاملاً طبیعی به شمار می روند اما اگر به صورت های شدید و خاص یا به عبارت دیگر انحرافی جلوه كنند و یا بتدریج به صورت عادت در آیند، وجود انحراف را محقق می سازند.

 

مازوخیسم روانی
مازوخیسم روانی حالتی است كه در زندگی جنسی عادی مردم دیده می شود. بعضی افراد در زندگی جنسی، خود را ازهر لحاظ در اختیار فرد محبوب خویش قرار می دهند و هر نوع خفتی را كه از طرف وی به آنها تحمیل شود، می پذیرند. چنین رابطه ی جنسی ای بین زن و مرد را می توان طبیعی و عادی دانست،

 

اما اگر روابط از این مرز تجاوز كند و جنبه ی ارباب وغلامی پیدا كند و یكی از طرفین تا حدی كه برده ای از اربابش اطاعت و فرمان برداری می كند، بنده وار خواست های طرف مقابلش را اجابت كند، می توان گفت كه به انحراف مازوخیسم روانی دچار شده است.

 

مبتلایان به این نوع مازوخیسم، جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی طلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا آنها را به اوج لذت جنسی می رساند.مازوخیست های روانی، تا زمانی كه از كسی دشنام نشنیده اند یا شخصی آنها را تحقیر نكرده است، ناراحت و ناآرامند.

 

البته باید توجه داشت كه این نوع مبتلایان هنگام آمیزش جنسی، میلی به تحمل آزار ندارند بلكه از شنیدن كلمات ركیك و اهــانت آور، لذت می برند. بسیاری از زنان جوان و تحصیل كرده و برومندی كه با مردانی به مراتب پست تر از خود ازدواج می كنند و یا به مردان درشت و قوی هیكل گرایش دارند،

 

مبتلا به مازوخیسم روانی هستند. این زنان در برابر قوی هیكل بودن مرد كه صفتی به اصطلاح بارز به شمار می رود، كلیه ی معایب و نقایص اخلاقی و ذاتی او را بسادگی نادیده می گیرند

 

به طوركلی می توان گفت كه منحرف مازوخیست، یك انسان خفت طلب واهانت جو است و به هر ترتیبی كه بتواند خود را به دیگری تسلیم می كند و بدون قید و شرط در اختیار او قرار می گیرد تا تمایلات روانی و انحرافی خود را اقناع كند.

 

مازوخیسم احساساتی
بعضی از افراد مبتلا به مازوخیسم كه معمولأ كمرو، جاهل و بی سواد هم هستند، از آشكار شدن انحراف خویش خودداری می كنند و به درون خود پناه می برند. این افراد می كوشند با تجسم صحنه های مختلف مازوخیسم از راه فكر و خیال، تمایلات غیر عادی خود را ارضا كنند. این دسته از منحرفان مازوخیسم را مازوخیسم های احساساتی و انحراف آنها را مازوخیسم احساساتی گویند.

 

مازوخیسم فیزیولوژیكی
مازوخیسم فیزیولوژیكی كه حادترین و واقعی ترین وجه مازوخیسم است حالتی است كه انسان را وا می دارد تا از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خود را با اشتیاق درمعرض زجر و درد و عذاب قرار دهد. برای شخصی كه به انحراف مازوخیسم فیزیولوژیكی مبتلاست، درد مفهوم خود را از دست داده

 

و حتی لذت و شعف می شود. مبتلایان به این نوع مازوخیسم كه تعدادشان از مبتلایان به دو نوع دیگر بیشتر است، از آزار های بدنی مانند شكنجه، پاره شدن پوست و گوشت و یا سوختن بدن شان لذت می برند و چنانچه اقدامی برای درمان آنها صورت نگیرد، سرانجام خود را هلاك خواهند ساخت.

 

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس لامسه
شخص مبتلا به مازوخیست فیزیولوژیكی، ابتدا به وسیله ی حس بویایی و چشایی خود، لب های شریك جنسی اش را به طور عادی می بوید و با زبان آنها را لمس می كند، ولی بتدریج وارد مرز اعمال انحرافی می شود و به بوییدن مواضع جنسی و مزه كردن آنها و حتی خوردن فضولات بدن شریك جنسی خود می پردازد.

 

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس بینایی و شنوایی
شخص مازوخیست میل شدیدی به مشاهده ی اعضای لخت بدن شریك جنسی اش دارد و از شنیدن حرفهای اهانت آمیز و فحشهای ركیك در هنگام آمیزش جنسی لذت می برد. در واقع همانقدر كه مبتلا به انحراف سادیسم از ادای كلمات توهین آمیز لذت می برد، مبتلا به مازوخیسم از شنیدن این كلمات به شعف روانی می رسد.

 

علت بیماری مازوخیسم چیست؟
علل مازوخیسم علاوه بر تجربیات گذشته فرد خشم فرو داده شده نسبت به خود می باشد که در واقع با آسیب رساندن به خود احساس آرامش می کند. و در ارتباط با مسایل جنسی با آسیب دیدن از طرف جنس مخالف از رابطه جنسی لذت می برد.

 

البته شریک جنسی فرد مازوخیست حتما” باید فردی با انحراف سادیسم باشد.احتمال می رود که درصد افراد مازوخیست نسبت به سادیست کمتر باشد. این افراد دارای افسردگی نیز می باشند.

 

درمان مازوخیسم یا شهوت خود آزاری
درمان اختلالات و انحرافات جنسی با هیپنوتیزم درمانی(هیپنوتراپی):
تمامی اختلالاتی که منشاء روانی دارند بوسیله هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی قابل درمان میباشند. همچنین همه اختلالات و انحرافات جنسی همچون ناتوانی جنسی، زود انزالی، دیر انزالی و عدم انزال، بی میلی و سرد مزاجی جنسی ،عدم ارگاسم، ترس یا فوبی جنسی،

 

واژنیسم یا درد جنسی، همچنین انحرافات جنسی مانند تمایلات همجنس گرایانه، وسواس جنسی، فتیشیزم جنسی، مازوخیسم جنسی، سادیسم جنسی، و غیره که منشاء روانی دارند نیز قابل درمان هستند.

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ