پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

دختری که بخاطر یک بیماری دیگر رشد نکرد (عکس) دختری که بخاطر یک بیماری دیگر رشد نکرد (عکس) مشهورترین و خوش سیما ترین زن دنیا که هیچ گاه مغرور نشد (عکس) مشهورترین و خوش سیما ترین زن دنیا که هیچ گاه مغرور نشد (عکس) پیرزن 102 ساله بخاطر جوراب رنگی بازداشت شد پیرزن 102 ساله بخاطر جوراب رنگی بازداشت شد خون این مرد مثل پادزهر جان 2 میلیون نوزاد را نجات داده است خون این مرد مثل پادزهر جان 2 میلیون نوزاد را نجات داده است رونمایی زیباترین زنان روسی (عکس) رونمایی زیباترین زنان روسی (عکس) مدل زن 27 ساله چهره اش را شبیه آنجلینا جولی کرد مدل زن 27 ساله چهره اش را شبیه آنجلینا جولی کرد شکست عشقی مرد گیلانی را غار نشین کرد + عکس شکست عشقی مرد گیلانی را غار نشین کرد + عکس مرگ دختر بچه زیبا بخاطر تجاوز جنسی پدرش +عکس مرگ دختر بچه زیبا بخاطر تجاوز جنسی پدرش +عکس یک پسر عجیب با نصف صورت (عکس) یک پسر عجیب با نصف صورت (عکس) سدهای برنجی خلاقانه و جالب در آشپزخانه های ژاپن سدهای برنجی خلاقانه و جالب در آشپزخانه های ژاپن استعداد باورنکردنی و عجیب این دختر امریكایی + عکس استعداد باورنکردنی و عجیب این دختر امریكایی + عکس معمای جالب دزدی در روز برفی معمای جالب دزدی در روز برفی اعتیاد عجیب یک زن جوان به خوردن صابون ، ماسه… + عکس اعتیاد عجیب یک زن جوان به خوردن صابون ، ماسه… + عکس افتضاح ترین نوع جراحی زیبایی برخی از زنان + عکس افتضاح ترین نوع جراحی زیبایی برخی از زنان + عکس این دختر خوابیده در خانه جاستین بیبر پیدا شد! (عکس) این دختر خوابیده در خانه جاستین بیبر پیدا شد! (عکس) این مرد در بدن خود یک تراشه کار گذاشته است این مرد در بدن خود یک تراشه کار گذاشته است پسر بچه دو ساله از انگلستان با بیماری (مردفرشته ای) پسر بچه دو ساله از انگلستان با بیماری (مردفرشته ای) نکاتی برای شستن انواع فرش نکاتی برای شستن انواع فرش اقدام جالب معلم هنر برای ساکت کردن دانش آموزان (عکس) اقدام جالب معلم هنر برای ساکت کردن دانش آموزان (عکس) رکورد باورنکردنی پرش با نیزه توسط پیرمرد 90 ساله (عکس) رکورد باورنکردنی پرش با نیزه توسط پیرمرد 90 ساله (عکس)

داستان عاشقانه دست های نگهبان

داستان عاشقانه دست های نگهبان

داستان عاشقانه دست های نگهبان 

داستان عاشقانه و احساسی زیر را با عنوان دست های نگهبان بخوانید و لذت ببرید,دست های انسان چه ماجراها که ندارند:

 

آنهایی که میدان بزرگ اینجا را دیده اند میدانند من از چه حجم شلوغی و سر و صدایی حرف میزنم ، ازانبوه جمعیتی که بی وقفه در حال ترددند ، از شلوغی بی امان صداها ..

 

در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکنم ، وسط همان میدان بزرگ شهر ، همیشه عادت به گرفتن دست پدر و مادر داشتم ، یکجوری که احساس میکردم وقتی دستم در دست آنهاست از تمام خطر های دور و نزدیک ، بزرگ و کوچک دنیا به دور هستم .

 

لحظه ای که گم شدم را خیلی خوب به یاد دارم ، لحظه ای که متوجه شدم دست های مادرم را دیگر در دستانم ندارم ، دستپاچه به این طرف و آن طرف میرفتم ، نگاهم تنها به دست ها بود ، دلم میخواست دست بعدی که میبینم دست مادرم باشد و با چشم برهم زدنی دست هایم را بگیرد و مرا از آن شلوغی وحشتناک ، از آن دنیای ترسناکی که دنبالم میکرد نجات دهد ،

 

در میان آن شلوغی هولناک با آخرین ته مانده های امید مادرم را صدا میزدم ، برای اولین بار آنجا بود که احساس کردم حالا در دنیا تنهای تنها هستم ، برای اولین بار آنجا بود که احساس کردم در زندگی گم شده ام و قرار هم نیست هیچ دستی به کمکم بیاید ، برای اولین بار آنجا بود که جلوه ای دیگر از دنیا را با چشمانم تماشا کردم ..

 

میدانی فکر میکنم که در زندگی ، در دنیا ، در این مسیر طاقت فرسای طولانی هر آدمی باید یک دست داشته باشد ، دستی که وقتی داری گم میشوی ، وقتی که داری لابه لای این محموله ی سنگین غم غرق میشوی ، وقتی که هر شب زندگی ات میشود در اتاق را بستن و زل زدن به تاریکی که هیچ چیز مفیدی درونش نیست ، وقتی که کم حرفی دارد امانت را میبرد ،

 

وقتی وسط خوردن یک نهار ساده روی تخت اتاقت بدون هیچ دلیل محکمه پسندی بغض میرود به سراغ گلویت ، وقتی که چهار صبح کلید را می اندازی داخل در و بعد در را باز نمیکنی و سر خرت را کج میکنی به سمت کوچه ی بغلی تا راه بروی و یک سیگار دیگر هم بکشی ،

 

وقتی که جلوی آینه حمام با خودت تمرین خنده میکنی تا مبادا روزی قاچاق بودن خنده هایت لو برود ، وقتی که ارتش چند صد هزار نفره ی پوچی دارد به تاخت سمت تو میتازد .. بیاید و دستت را بگیرد ، بیاید و نگذارد که کمرنگ شوی ، نگذارد که محو شوی ، نگذارد که در این شلوغی افراطی گم بشوی ..

 

باید یک دست باشد که در آخرین لحظه ، درست قبل آنجایی که کارد به استخوانت میرسد بیاید و دست لامروتت را بگیرد ، باید یک دست وجود داشته باشد که دستت را بگیرد و با نهایت اعتماد به نفسی که دارد به تو بگوید من تو را از این مکافاتی که درونش گیر کرده ای بیرون می آورم ..

 

داشتم به تو فکر میکردم ، به دست هایت ، به دست های نگهبانت ، به آن دست هایی که حتی موقع دنده عوض کردن هم دست از نگهبانی دست هایم بر نمیداشت ، دست هایی که نمیگذاشتند دستانم درون جیب های شلوارم وقتشان را به بطالت بگذرانند ،

 

دست هایی که زمستان های سرد بهمن ماه را هم تبدیل میکرد به چله ی تابستان ، دست هایی که غم را میگرفت و یک پس گردنی میگذاشت پس کله اش و میگفت با این آدم کاری نداشته باشد ، این یکی مال من است ..

 

حالا سال های سال میگذرد ،
و تو اندازه ی همه این روزهایی که گذشت از من دورتر و دورتری ..
ببین کوران زندگی چه ها که نکرد ، نه تو هستی و نه دست های نگهبان ات ،
من یکی مانده ام با دستان خالی ام

 

و حال ترس ام از این است که اگر این بار گم شوم ، این بار گم شوم ، این بار ..
دیگر کسی نیست که پیدایم کند

 

حتی تو
همین

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ