پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

شوهر 70 ساله ام هوس دوستی با دختران را دارد + عکس شوهر 70 ساله ام هوس دوستی با دختران را دارد + عکس این مرد هندی 35 سال به حمام نرفته است این مرد هندی 35 سال به حمام نرفته است رنگ موهای بسیار زیبای این زن سوژه جهانی شد +عکس رنگ موهای بسیار زیبای این زن سوژه جهانی شد +عکس نحوه انداختن سبزه عید نوروز! نحوه انداختن سبزه عید نوروز! خر 18 مشهور پرنده ایست قلبی کرد خر 18 مشهور پرنده ایست قلبی کرد خانواده به این شلختگی دیده بودید (عکس) خانواده به این شلختگی دیده بودید (عکس) در چه کشورهایی چه کارهایی توهین محسوب میشود در چه کشورهایی چه کارهایی توهین محسوب میشود قطع شدن اینترنت گرجستان به وسیله بیل پیرزن قطع شدن اینترنت گرجستان به وسیله بیل پیرزن عجیب ترین اسم ها کدامند عجیب ترین اسم ها کدامند این خانم همه 15 فرزندانش را یک اسم نامگذاری کرده است این خانم همه 15 فرزندانش را یک اسم نامگذاری کرده است جنجال فروش 60 لیری شیشه هوای استانبول +عکس جنجال فروش 60 لیری شیشه هوای استانبول +عکس ساخت خانه گلی بسیار زیبا (عکس) ساخت خانه گلی بسیار زیبا (عکس) مهمان نوازی مازندرانی ها از توریستی که دوچرخه اش به سرقت رفته بود مهمان نوازی مازندرانی ها از توریستی که دوچرخه اش به سرقت رفته بود حتما که نباید شاگرد انیشتین باشیم! حتما که نباید شاگرد انیشتین باشیم! شهرت عجیب زنی به خاطر داشتن پاهای برعکس + عکس شهرت عجیب زنی به خاطر داشتن پاهای برعکس + عکس متفاوت بودن را در این خانم جوان احساس کنید (عکس) متفاوت بودن را در این خانم جوان احساس کنید (عکس) ازدواج عجیب این زن پیر حتی به قیمت از دست دادن فرززندان و کل ثروتش ازدواج عجیب این زن پیر حتی به قیمت از دست دادن فرززندان و کل ثروتش مطالبی جالب و خواندنی درباره ی شرکت گوگل مطالبی جالب و خواندنی درباره ی شرکت گوگل دختر پسرنما و قصه عشق و ازدواج +عکس دختر پسرنما و قصه عشق و ازدواج +عکس خوشگذرانی جوان ثروتمند با دختران بدکاره خوشگذرانی جوان ثروتمند با دختران بدکاره

داستان طنز و خنده دار توهم

مجموعه : مطالب طنز

داستان طنز و خنده دار توهم

داستان طنز و خنده دار توهم 

در سری مطالب داستان های طنز امروز برای شما یک داستان بسیار خنده دار داریم که می توانید در زیر بخوانید و لذت ببرید:

 

مَردی , شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال اطرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.

 

وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می‌ارم!راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.

 

با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش.
اینقدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!

 

خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صدا راه افتاد.

 

هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه!

 

تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره.

 

تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.

 

تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده.

 

نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.

 

از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در روباز کردم و خودم رو انداختم بیرون. اینقدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم.

 

دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.

 

وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفرخیس اومدن تو، یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم سوار ماشین ما شده بود.

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ