پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

مردی با دست و بازوهای عجیب (عکس) مردی با دست و بازوهای عجیب (عکس) مهم بودن سایه پدر بر خانواده مهم بودن سایه پدر بر خانواده برگزار شدن فستیوال شراب پاشی در اسپانیا + عکس برگزار شدن فستیوال شراب پاشی در اسپانیا + عکس قایقی که فقط بیوه زن ها را سوار می کند  (عکس) قایقی که فقط بیوه زن ها را سوار می کند (عکس) ظاهر عجیب اسبِ این شخص بی رحم + عکس ظاهر عجیب اسبِ این شخص بی رحم + عکس موبایل این مرد جانش را در حمله انتحاری پاریس نجات داد + عکس موبایل این مرد جانش را در حمله انتحاری پاریس نجات داد + عکس این خانم از تمام زنان پولدار جهان ثروتمندتر است + عکس این خانم از تمام زنان پولدار جهان ثروتمندتر است + عکس عکس مداحی که لای گلگیر یک اتوبوس گیر کرد!! عکس مداحی که لای گلگیر یک اتوبوس گیر کرد!! 82 سال رانندگی کردن این خانوم بدون گواهینامه + عکس 82 سال رانندگی کردن این خانوم بدون گواهینامه + عکس تشخیص بیماری زن با انجام دادن یک حرکت جالب + عکس تشخیص بیماری زن با انجام دادن یک حرکت جالب + عکس قد بلندترین خانم دنیا از مرگ نجات پیدا کرد! (عکس) قد بلندترین خانم دنیا از مرگ نجات پیدا کرد! (عکس) این دختر زیبا و جذاب سیندرلای روسیه نام گرفت این دختر زیبا و جذاب سیندرلای روسیه نام گرفت مرد 68 ساله با نوه خود ازدواج کرد مرد 68 ساله با نوه خود ازدواج کرد آشنایی با جوان‌ترین دختر میلیاردر در جهان آشنایی با جوان‌ترین دختر میلیاردر در جهان به دنیا آمدن نوزاد کوتاه قدترین زوج ایرانی (+عکس) به دنیا آمدن نوزاد کوتاه قدترین زوج ایرانی (+عکس) پسری که نمی تواند تا آخر عمرش پلک بزند + عکس پسری که نمی تواند تا آخر عمرش پلک بزند + عکس عکس خواننده ای که آرزوی ازدواج در مکه را دارد ! عکس خواننده ای که آرزوی ازدواج در مکه را دارد ! این دختر خوابیده در خانه جاستین بیبر پیدا شد! (عکس) این دختر خوابیده در خانه جاستین بیبر پیدا شد! (عکس) کوچکترین هندوانه در دنیا + عکس کوچکترین هندوانه در دنیا + عکس زیباترین و خوش تیپ ترین زن صد سال گذشته زیباترین و خوش تیپ ترین زن صد سال گذشته

داستان زیبا و آموزنده انسانیت

داستان زیبا و آموزنده انسانیت

داستان زیبا و آموزنده انسانیت 

انسانیت و داشتن وجدان ویژگی هایی هستند که آدمیان را ارزشمند می کنند و به درجات بالای دنیوی و معنوی می رسانند. داستان زیبا و آموزنده زیر درباره انسانیت است:

 

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها  افراد زیادی اونجا نبودن، 3 نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا 60-70 سالشون بود.ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود

 

که اون جوانه گوشیش زنگ خورد، البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم، بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و …بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از 8 سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد

 

روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم.به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده، خوب ما همه گیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش، اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم

 

و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم, اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیره زن پیره مرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد.خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود، اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم،

 

ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه 4-5 ساله ایستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه.دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم، دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش ,,

 

به محض اینکه برگشت من رو شناخت , یه ذره رنگ و روش پرید ,, اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از 2-3 هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده ,, همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت ,, داداش او جریان یه دروغ بود , یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم.

 

دیگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم ,, همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن , پیرزن گفت کاشکی می شد

 

یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم ,, الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم ,,, پیر مرده در جوابش گفت , ببین امدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه 18 هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده.

 

همینطور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین ,, پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار.

 

من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور اب باز بود و داشت هدر میرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم ,, رو کردم به اسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن ,, بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین.

 

ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم ,, گفت داداشمی ,, پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نکنم ,, این و گفت و رفت.

 

یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه , ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم ,,,, واقعا راسته که خدا از روح خودش تو بدن انسان دمید.

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ