پارس ناز پورتال

عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

مطالب داغ

حیوان خانگی عجیب این آقا و ورزش روزانه شان حیوان خانگی عجیب این آقا و ورزش روزانه شان مادر بزرگ 72 ساله به فضا می رود!!+عکس مادر بزرگ 72 ساله به فضا می رود!!+عکس ازدواج عجیب و باور نکردنی دو دختر با قورباغه +تصویر ازدواج عجیب و باور نکردنی دو دختر با قورباغه +تصویر جنجال تصاویر ساخت دستگاه مرده شور اتوماتیک در مشهد جنجال تصاویر ساخت دستگاه مرده شور اتوماتیک در مشهد تابحال شترخانگی به این جالبی دیده بودید؟ (عکس) تابحال شترخانگی به این جالبی دیده بودید؟ (عکس) ناهار عجیب زنانن مدل و مانکن های مشهور جهان (عکس) ناهار عجیب زنانن مدل و مانکن های مشهور جهان (عکس) یک اتفاق جالب در جشنواره مد پاریس! (عکس) یک اتفاق جالب در جشنواره مد پاریس! (عکس) اعتیاد عجیب این دختر به خوردن مواد شیمیایی (عکس) اعتیاد عجیب این دختر به خوردن مواد شیمیایی (عکس) parsnaz گلادیاتور ها شصت بالا یا شصت پایین + عکس تصاویر بسیار زیبا از مجسمه های معلق شنی تصاویر بسیار زیبا از مجسمه های معلق شنی با دیدن این نوع ماساژ چشم شاخ در می آورید (عکس) با دیدن این نوع ماساژ چشم شاخ در می آورید (عکس) پری دریایی واقعی که به انسان تبدیل شد پری دریایی واقعی که به انسان تبدیل شد تصاویر دریاچه ای اسرار آمیز پر از اسکلت انسان ها تصاویر دریاچه ای اسرار آمیز پر از اسکلت انسان ها parsnaz معروف ترین و جهانی ترین ارواح دنیا (عکس) این زن با جراحی خودش را زیباترین زن جهان کرد این زن با جراحی خودش را زیباترین زن جهان کرد خواستگاری جالب در نوک قله و بدشانسی عظیم خواستگاری جالب در نوک قله و بدشانسی عظیم زشت ترین زن دربار با سیرتی زیبا زشت ترین زن دربار با سیرتی زیبا ابتكار جالب این مرد در سرمای زمستانی اروپا + عکس ابتكار جالب این مرد در سرمای زمستانی اروپا + عکس این زوج در عین ناباوری صاحب دو قلو شدند این زوج در عین ناباوری صاحب دو قلو شدند رسم و رسومات از آیین کهن نوروز رسم و رسومات از آیین کهن نوروز

آغاز راه طلاق و جدایی خانواده

آغاز راه طلاق و جدایی خانواده

آغاز راه طلاق و جدایی خانواده 

وقتی صحبت از طلاق می شود از هم پاشیدن بنیان خانواده در میان است و توجه تمامی مسئولین را در برخورد با معضلات اجتماعی منجر به طلاق طلب می کند. طلاق به عنوان یکی از شایع ترین و آسیب زا ترین معضلات اجتماعی امروز، هرگز و برای هیچ زوجی یک شبه اتفاق نمی افتد. بلکه محصول عقبه بلند-بالایی است که اغلب از نگاه ما و شما پنهان مانده است.

 

این عقبه همان داستان های نا گفته ای است که هر فرد مطلقه ای در بخش های تاریک- روشن وجودش مخفی کرده است. در این یادداشت و چند یادداشت آینده به مواردی از شایع ترین این داستان ها می پردازیم.

 

طلاق
یک داستان مشترک
هر زن یا مردی که طلاق را تجربه کرده است، داستان خاص خودش را دارد. داستانی که از نقطه ای خیلی دور یا خیلی نزدیک شروع شده و اوج و فرودهای خاص خودش را هم داشته است. در میان این همه قصه متنوع، یک قصه مشترک بین همه این آدم ها وجود دارد.

 

قصه مشترک آنها این است که هیچ کدامشان چه در زمان خواستگاری ، چه سر سفره عقد و چه زمانی که به خانه بخت رفتند تصورش را هم نمی کردند که روزی کارشان به اینجا بکشد. از آنجا که این قصه، قصه مشترک من و شما و همه آدم های دیگر هم است، خوب است با نگاهی موشکافانه تر علت رخداد این رویداد غیر منتظره تلخ را بررسی کنیم.

 

داستان اول: اتاق زیر شیروانی
الگوها به ما کمک می کنند تا مسائل و کارها را سریع تر یاد بگیریم و منافع زیادی هم برایمان دارند. اما نکته ای که وجود دارد این است که یک الگو لزوماً در مورد همه افراد، تأثیر یکسانی ندارد.مثل بقیه روزهای بهاری شمال، داشت باران می بارید. من پنج- شش ساله بودم و در اتاق زیر شیروانی،

 

وسط آن همه وسیله بنجل و کهنه، دفتر و دستکم را پهن کرده بودم و داشتم نقاشی می کشیدم. یادم نیست چرا ولی سر و صدای مامان می آمد که مثل همیشه داشت سر بابا غر می زد. مدرسه که رفتم کمتر گذرم به اتاق زیر شیروانی افتاد. انگار کم کم دیگه داشت غرغرهای مامان و سکوت بابا برایم عادی می شد.

 

بالأخره هم یک روز به نظرم آمد که زندگی یعنی همین. فکر می کنم از همان موقع بود که دیگر پایم را به اتاق زیر شیروانی نگذاشتم. گذشت و گذشت، تا اینکه نوبت عروس شدن من هم رسید. محل کار شهرام همدان بود و ما به هزار امید و آرزو شال و کلاه کردیم و رفتیم که زندگی مان را شروع کنیم. زندگی مان بد نبود.

 

فقط گاهی بحث هایی بینمان پیش می آمد که کم کم به یکی من گفتن و یکی شهرام گفتن منجر شد. اما به نظر من این هم مشکل به حساب نمی آمد و به طور کلی من که از زندگی مان راضی بودم. تا اینکه به شش ماه نرسیده بعد از یکی از همان یکی به دو کردن های همیشگی شهرام گفت که «دیگه نمیشه این زندگی رو ادامه داد». حسابی جا خورده بودم.

 

نمی فهمیدم چرا این حرف را می زند. دلم می خواست از او بپرسم « این چه حرفیه؟ مگه چی شده؟» ولی جوری خشکم زده بود که زبانم در دهانم نمی چرخید. شهرام این را گفت و از خانه بیرون زد. من هم وقتی به خودم آمدم دیدم وسط انباریِ روی پشت بام، مچاله نشسته ام. باران بود که می بارید!

 

مراقب تکرار الگوها باشید!
شما به عنوان یک خواننده فکر می کنید که چرا کار زندگی شهرام و همسرش به طلاق کشید؟ بله درست حدس زدید. هر چه که هست زیر سر همان اتاق زیر شیروانی است! در روانشناسی اصطلاحی وجود دارد به نام «الگوها». الگوها به ما کمک می کنند تا مسائل و کارها را سریع تر یاد بگیریم

 

و منافع زیادی هم برایمان دارند. اما نکته ای که وجود دارد این است که یک الگو لزوماً در مورد همه افراد، تأثیر یکسانی ندارد. عروس این قصه ما حساب همه چیز را در زندگی اش کرده بود به جز حساب الگوهایش را. همان طور که خودش اشاره کرد، او شیوه ارتباطی مادر و پدرش را درونی کرده بود و فکر می کرد که این شکل از رابطه – یعنی زن کنترل گر و مرد مطیع- بخش معمول زندگی مشترک است.

 

البته این تلقی کاملاً ناآگاهانه در او شکل گرفته بود چون که یک خاصیت مهم الگوها این است که بدون اینکه ما متوجه بشویم به حوزه تصمیم گیری و رفتاری ما نفوذ می کنند. هر زن یا مردی که طلاق را تجربه کرده است، داستان خاص خودش را دارد. داستانی که از نقطه ای خیلی دور یا خیلی نزدیک شروع شده و اوج و فرودهای خاص خودش را هم داشته است

 

و او وقتی که وارد زندگی مشترک شد، با همان الگوهای ارتباطی که بیشتر از هر شیوه دیگری با آنها آشنا بود وارد شد و آنقدر هم دقیق آنها را تکرار کرد که حتی خودش هم متوجه غرغرهایی که سرِ هر موضوع ریز و درشتی حواله شهرام می کرد نشده بود (اشاره به اینکه به نظر او در زندگی مشترکشان مشکل جدی وجود نداشت). از آن طرف الگوهای ارتباطی که شهرام از آنها می آمد، با او خیلی متفاوت بود.

 

در الگویی که شهرام در روابط پدر و مادرش دیده بود بر عکس، مرد کنترل کننده بود و زن مطیع.وقتی که این دو الگوی ارتباطی ناکارآمد و تا حد زیادی هم متضاد با هم تلاقی پیدا می کنند، دیگر وقوع طلاق، اتفاقی دور از ذهن نخواهد بود. شاید حتی بتوان گفت که با غفلتی که از شهرام و همسرش در زمینه تکرار الگوهای ارتباطی ناکارآمد والدینشان سر زده بود،

 

همان شش ماهی هم که کنار هم سپری کرده بودند، چیزی در حد شق القمر بوده است. شما هم اگر می خواهید که یکی از عوامل خطر ساز طلاق را از زندگی تان بیرون کنید از همین حالا دست به کار بشوید. در الگوهای ارتباطی که از گذشتگان آموخته اید تجدید نظر کنید و الگوهای ناکارآمد را کنار بگذارید.

 

شاید برای موفقیت در این کار بزرگ، احتیاج به صرف کمی وقت و مراجعه به روانشناس داشته باشید. اما اگر زندگی تان را دوست دارید، قبل از آنکه دیر بشود اقدامی بکنید. 

 

تبیان

 

 

تبلیغات

سفر،مسافرت،تور کیش

Xبستن تبلیغ
تبلیغات
Xبستن تبلیغ