پارس ناز پورتال

از بین رفتن زندگی مشترک 8 نشانه دارد

از بین رفتن زندگی مشترک 8 نشانه دارد

از بین رفتن زندگی مشترک 8 نشانه دارد 

برخی از همسران در زندگی مشترک خود دچار نگرانی میشوند . تقریبا اکثر روابط زناشویی بعد از گذشت زمان رو به سردی میرود . برای استحکام زندگی مشترک باید بسیار منعطف و صبور بود اما نگرانی که بوجود می آید باعث آزار طرفین می گردد .

 

تمام روابط به تلاش و سخت‌کوشی نیاز دارد، مطمئناً در نبود این عوامل هیچ یک از طرفین احساس خوشبختی نخواهند کرد و غمگین و ناامید خواهند شد. اگر زوجین آن‌طور که باید و شاید برای تقویت روابطشان تلاش نکنند دیگر عشق و علاقه‌ای باقی نمی‌ماند و در نهایت هر دو طرف رأی به جدایی و طلاق خواهند داد.

 

در ادامه با ۸ نشانه آشنا خواهید شد که اثبات می‌کند زندگی مشترک شما آینده‌ای ندارد و دیر یا زود به پایان راه خود می‌رسد.

 

۱-همسرتان شما را همان‌طور که هستید نمی‌پذیرد

همه‌ی افراد ویژگی‌های مثبت و منفی دارند و همسر خوب کسی است که شما را هم آن‌طور که هستید می‌پذیرد و برای ادامه راه زندگی انتخاب می‌کند. همسرتان لزوماً مجبور نیست با تمام کارها و ویژگی‌های شما موافق باشد اما حداقل به حریم خصوصی شما احترام می‌گذارد و شرایطی فراهم می‌کند تا در امنیت و آرامش کامل بتوانید از روزهای خود لذت ببرید.

 

اگر همسرتان با لباس پوشیدن، کار یا محل کارتان مشکل دارد و مدام بهانه می‌گیرد، باید وقت بگذارید و با او صحبت کنید یا در مواقعی که اختلافات خیلی جدی‌تر است به مشاور مراجعه کنید اگر هیچ‌کدام جواب نداد باید بین آینده خود یا پذیرفتن بی قید و شرط خواسته‌های او یکی را انتخاب کنید.

 

اگر نمی‌توانید شریک خود را هم آن‌طور که هست بپذیرید بزرگ‌ترین پرچم قرمز پایان رابطه در زندگی شما وجود دارد. همیشه سعی کنید با مراجعه به مشاور این مشکلات را با همفکری و دلسوزی حل کنید. عشق و علاقه‌ای که بین شما و همسرتان است مهم‌تر از اختلافات سلیقه‌ای جزئی است.

 

بهتر است همیشه کمی از توقعات بی‌جای خود کم کنید تا رابطه شما و همسرتان تا ابد ادامه داشته باشد.

 

۲-نمی‌توانید همسرتان را همان‌طور که هست بپذیرید

روابط موفق دوسویه هستند. هم شما باید همسرتان را بپذیرید و هم همسرتان باید شما را همان‌طور که هستید بپذیرد. اگر همسرتان برای همانی که هستید عاشقتان است شما نیز باید لطف او را جبران کنید و او را همان‌طور که هست بپذیرید.

 

اگر همسرتان کارهایی را انجام می‌دهد که از آن‌ها متنفرید یا اخلاق و رفتارش با روحیات شما سازگار نیست چرا از اول با او ازدواج کردید؟ چرا حداقل برای حل این مشکلات با او صحبت نمی‌کنید؟ هر روز وقت بگذارید و در محیطی آرام و منطقی مشکلات و خواسته‌های خود را با او در میان بگذارید.

 

۳-نمی‌توانید در روزهای سخت پشتیبان یکدیگر باشید

روابط موفق پر از شادی، رضایت و خنده است؛ اما گاهی اوقات مشکلات، سختی‌ها و گرفتاری‌ها نیز وارد زندگی شما و همسرتان می‌شود. مطمئناً وقتی شاد و آرام هستید عاشق همسرتان هستید، اما آیا در روزهای سخت نیز حاضرید از همسرتان حمایت کنید و یار و پشتیبان همیشگی او باشید؟ اگر ازدواج شما موفق باشد، در روزهای سخت پشتیبان یکدیگر خواهید بود نه اینکه یکدیگر را تنها بگذارید.

 

۴-همسرتان نیازهای شما را تأمین نمی‌کند

مطمئناً همسرتان نمی‌تواند برای شما هر کاری انجام دهد. برای نمونه نمی‌توانید از همسرتان توقع داشته باشید بیست و چهار ساعت روز با شما صحبت کند، قطعاً او با این کار غیرمنطقی موافق نیست؛ اما اگر همسرتان عاشق شما باشد و برای شما ارزش و احترام قائل باشد تمام نیازهای ضروری شما را تأمین خواهد کرد.

 

بعد از یک روز کاری شما را شاد می‌کند و عشق و علاقه‌اش را بدون هیچ چشم‌داشتی ابراز می‌کند و در شادی و غم از شما حمایت می‌کند. اگر چنین شرایطی در زندگی شما وجود ندارد قطعاً باید در پی شناسایی و حل مشکلات باشید البته اگر برای آینده ازدواج خود ارزش قائل هستید.

 

۵-ذهنیت مشابه ای ندارید

اگر شما به فکر خرید خانه و تأمین آینده بچه‌ها هستید اما او به مسافرت دور دنیا فکر می‌کند و اعتقاد دارد بهتر است چند سال متوالی مسافرت کنید رابطه شما با مشکل مواجه خواهد شد. اگر فکر می‌کنید این اختلاف ذهنیت و عقاید به مرور جدی‌تر خواهد شد باید وقت بگذارید و در مورد هر دو گزینه صحبت کنید و در نهایت به یک تصمیم مشترک و عاقلانه برسید که نیازهای هر دو طرف را تأمین کند.

 

اگر علایق متفاوت دارید مشکلی نیست چون همین تفاوت‌ها زندگی را شیرین می‌کند البته تا وقتی که هر دو طرف خودشان را مسافر یک کشتی ببینند.

 

۶-شما برای تقویت رابطه تلاش می‌کنید اما همسرتان نه

برای تقویت روابط همیشه باید تلاش کرد. در یک ازدواج موفق بین زوجین همیشه بده و بستان منطقی وجود دارد، یعنی هرگز این‌طور نیست که یکی از زوجین بیشتر بدهد یا بیشتر بگیرد. اگر بده بستان موجود از حالت نرمال خود خارج شود مشکلات جدی ایجاد خواهد شد که آینده ازدواج را با خطرات مختلف رو به رو خواهد کرد. همیشه زوجین باید به یک اندازه برای موفقیت رابطه خود تلاش کنند.

 

اگر یکی از زوجین نمی‌خواهد سهمش را انجام دهد یا اهمیتی به نیازهای طرف مقابل نمی‌دهد رابطه ناسالم و منفی شده است. وجود این مشکلات برای هر یک زوجین زنگ خطر است و باید در اسرع وقت برای حل آن چاره‌اندیشی کنند.

 

۷-نمی‌توانید به یکدیگر اعتماد کنید

شما و همسرتان فقط به صورت شفاهی به یکدیگر اعتماد دارید. با اینکه می‌دانید به همسرتان اعتماد ندارید و دقیقاً اطلاع دارید این عدم اعتماد از کجا نشئت می‌گیرد باز اهمیت نمی‌دهید و به وبگردی و دیگر کارها سرگرم می‌شوید. بدترین تصمیمی که می‌توانید اتخاذ کنید این است که با کسی که هیچ اعتمادی به او ندارید زیر یک سقف زندگی کنید.

 

اگر وقتی همسرتان از اتاق بیرون می‌رود سریع تلفن او را چک می‌کنید بهتر است رابطه خود را تمام کنید و برای آینده‌ای جدید برنامه‌ریزی کنید.

 

۸-برای رابطه یا ازدواج خود آینده‌ای متصور نیستید

برای موفقیت یک ازدواج باید هر دو طرف زمان و تلاش زیادی سرمایه‌گذاری کنید. پس از همان ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که برای موفقیت ازدواجی دارید تلاش می‌کنید و عمر و جوانی خود را می‌گذارید که آینده درخشان و موفقی دارد.

 

شما با این شرط باید ازدواج کنید که برای خود و همسرتان آینده‌ای موفق و شاد متصور باشید. اگر برای ازدواج خود آینده‌ای متصور نیستید این موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و برای حل مشکلات چاره‌اندیشی و برنامه‌ریزی کنید.

 

 

Xبستن تبلیغ
تبلیغات