پارس ناز پورتال

با زنان پیچیده چکار کنیم؟

با زنان پیچیده چکار کنیم؟

با زنان پیچیده چکار کنیم؟ 

مردان همه معترف هستند که حرف های زنان پیچیدگی خاصی دارد و همیشه باعث کج فهمی وی شده اند و در انتها هم دعوا و جر و بحث صورت گرفته است. از آنجایی که زن هاپیچیده هستند، بیشتر مواقع مردها متوجه متوجه معنای واقعی صحبت های آنها نمی شوند. و چه بسا عدم درک آنها منجر به جرو بحث های بیهوده شود.

 

در این مقاله معنای واقعی برخی از سخنان آنها آورده شده است.

 

“هرکاری دلت می خواهد انجام بده”

آنچه که مرد از این حرف همسرش برداشت می کند، این است که: ” امروز می توانی برنامه های خودت را داشته باشی.”

 

اما معنای واقعی حرف زنی که می گوید ” هرکاری دلت می خواهد انجام بده، خلاف این است، یعنی اینکه هر کاری که دلت می خواهد انجام نده!” در واقع او با این جمله می خواهد همسرش را محک بزند که چقدر به او اهمیت می دهد و منتظر است جمله اینکه چه کارهایی برایت انجام بدهم را بشنود.

 

“یک دقیقه ای آماده می شوم.”

آنچه که مردها می شنوند و برداشت می کنند: ” تقریبا آماده است و الآن می آید و سوار ماشین می شود.”

اما معنای واقعی سخن او این است که آماده شدنش حداقل نیم ساعت طول می کشد. در عین حال چیزی هم برای خوردن برمی دارد و تازه اگر به محض دیدن او از ظاهرش تعریف نکنی، به خانه برمی گردد و لباسش راعوض می کند!

 

“می توانی مراقب بچه ها باشی؟”

چیزی که مردها می شنوند: …………برداشت می کنند: “می توانم روی کاناپه دراز بکشم و تلویزیون تماشا کنم و هم حواسم به بچه ها باشد.” “اما معنای واقعی حرف او این است که لطفا به بچه ها غذا بده، آنها را دستشویی ببر، موقع خواب برایشان قصه بگو، به تکالیف خانه شان رسیدگی کن و دست آخر آنها را بخوابان.”

 

“لازم نیست برای من چیزی بخری.”

چیزی که مرد برداشت می کند: “او هر چیزی که لازم است، دارد و نمی خواهد که برای سالگرد ازدواج مان، تولدش و روز زن کادویی بخرم.”

 

اما معنای واقعی حرف او این است، اگر مرا دوست داشته باشی، خودت می فهمی هدیه ای عالی برای من چیست. همچنین همراه هدیه باید نوشته ای زیبا و پر مفهوم داشته باشی و اگر نمی دانی من چه دوست دارم، باید از بهترین دوستم ، مادرم یا یکی از دختران مان بپرسی.

 

“چی؟”

در اینگونه مواقع مردها فکر می کنند باید حرف هایشان را تکرار کنند. زیرا به دلایلی  چند بار اول نشنیده اند. یا حواس شان پرت بوده و یا به سمعک نیاز دارند.

 

اما معنای واقعی سوال  او این است: همان بار اول شنیدم چه می گویی، اما نمی توانم باور کنم که تو آن را گفته باشی، و دارم به تو کمی فرصت می دهم که حرفت را عوض کنی. “

 

“من خوبم.”

آنچه که مرد برداشت می کند: “پس خودش از عهده آن کار برمی آید.”

 

اما معنای واقعی این حرف این است که دو روزه نخوابیده ام، آنفلوانزا گرفته ام، تمام کارهایم عقب مانده و باورم نمی شود که از من می خواهی آخر این هفته پدر و مادرت را به خانه دعوت کنیم.”

 

“بحثی با تو ندارم.”

چیزی که مرد برداشت می کند: به نظر آرام می آید، شاید بالاخره عقیده من را قبول کرده است.

 

اما معنای واقعی حرف او این است که،” من بعدها آنقدر حرف خود را با روش های متفاوت و ملایم تکرار می کنم تا بالاخره دست از عقیده خودت برمی داری.”

 

 

Xبستن تبلیغ
تبلیغات